این روزهای ما

این روزهای ما به کار و درس میگذره .درس های یونا خیلی زیاده و هر روز کلی تکلیف دارن.کارهای من هم که دیگه چیزی نگم بهتره نگران یه جورایی جز کار و درس خبر خاص دیگری نیست خیال باطل



پسری دیکته اش رو بی دقت نوشته بود و من ناراحت ناراحتو عصبانیعصبانی بودم.خودش هم از ناراحتی اشک تو چشماش جمع شده بود. از رو جا گذاشته بود و نمی برد رو هم نمیبرد نوشته بود و از این جور بی دقتی ها ناراحت خانم معلمش گفته بود با غلطاتش جمله درست کنه و من بهش گفتم تا دیکته بعدی که ببینم با دقت نوشتی ایکس باکس و تبلت رو جمع میکنم و بیرون هم نمیریم.سطح ریاضی مدرسشون خیلی بالاست و علاوه بر کتاب اصلی یه کتاب جداگانه دارن و کلی تمرین اضافه بهشون میدن و خدا رو شکریونا تو ریاضی مشکلی نداره و همه رو سریع حل میکنه ولی تو املا بی دقتی میکنه و معلومه در حال شیطنت بوده و کلمات آسون رو جا میذاره متفکر

خلاصه اینکه وروجک وقتی بهش گفتم طبق گفته خانم معلمش با کلمات جمله بنویسه با از و نمی برد جملات زیر رو نوشت

من از بازی بدم می آیددروغگو

مامانم من را بیرون نمی بردخیال باطل

جملاتش رو که خوندم تو اوج عصبانیت خنده ام گرفت و نمیدونستم چیکار کنم.

سری کتابهای قصه های شیرین گلستان رو برای یونا گرفتم که خیلی دوستشون داره و هر شب یه داستان رو میخونیم و یونا خیلی دقت میکنه و کلماتی رو که معنی آنها رو نمیدونه من براش معنی میکنم و توضیح میدم و با واژه ها و اصلاحاتی مثل طبیب و شهریار و ... آشنا میشه .اون شب به من میگه مامان جالبه تو داستان هاش همه دکترا و طبیب ها از یونان هستن .همیشه هم از یونان نوش دارو میارن. اصلا همه چیزهای خوب از یونان است. پیتزا از یونان است .سالاد از یونان است. اسم منم از یونان آوردید اسم من رو از یونان کردید یونا مگه نه ؟

چهارشنبه که یونا از مدرسه برگشت سردرد شدیدی داشت. فکر کردم خسته است .خوابید و بیدارشد باز هم سرحال نبود ناراحت.بردمش دکترو معلوم شد ویروس است و تا صبح تب شدیدی داشت و بابا سعید بالای سرش بیدار بود .پنچ شنبه تا ظهر  هم حالش خیلی خوب نبود و خدا رو شکر بعد از ظهر سرحال شد



و گفت بریم مرو .رفتیم مرو و بعدش هم به پیشنهاد پسری شام رو بیرون خوردیم و رفتیم پل طبیعت قدم زدیم بغل



یه خانه دسر هم جدیدا پیدا کردیم که آقا یونا مشتری پروپاقرص اونجاست.یونا دسر میخره و نمیخوره و ما میخوریمش ابله

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

سلام یونا خوشگلم [گل]و سلام به مامان لیلی مهربون و زحمتکش [لبخند]، یونا جان، عزیز دلم از اینکه شنیدم کسالت داشتی ناراحت شدم [نگران]اما خدا را شکر که با لطفش و زحمات مامان دست گلت بهتر شدی خوشحال خوشحال شدم ا[هورا]میدوارم همیشه شاد و سلامت باشی [ماچ]، مامان لیلی عزیز خسته نباشید [قلب]از این همه کار و کار و کار ،انشاالله خداوند قوت و نیروی دو چندان به همه مامان ها عطا کند که همیشه باشند و سلامت و خوشحال در کنار خانواده هایشان [بغل]، مامان لیلی خیلی دوست دارم [بغل]چون واقعا مامان دقیق و صبور و مهربونی هستی [گل]و از همه مهمتر یک مامان واقعی هستی[گل] که در کنار جوانی این همه نظم و انضباط را رعایت میکنی من عاشق مامان های بانظم و مسئولیت پذیر هستم انشاالله همیشه باشی [قلب][قلب][قلب]

خاطرات دلنشین ما

عززززززززززززززززیزم.یعنی جمله هاش واقعا به جا بود.با خوندنشون کلی کیف کردم.[گل]

سمیه

سلام .به سوال چون شما توشهربندر زندگی میکنید میپرسم ما میخایم بریم قشم بنظرتون الان خوبه از نظر قیمتی میگما برا خرید خلی فرق داره با تهران ؟

خاله آنی

قربون چشمات برم خاله...عشقم عزیزم ...چقدر ماهی...بوووس

مامان سامی

جمل سازی یونا جان که عالیه[قلب] افرین

سحرمامان سینا

سلام ماشالله گل پسرنازی داری......وای یعنی سینام یه روزاندازه یوناجون میشه؟؟؟؟؟؟به منم سربزنیداگه باتبادال لینک موافقی خبرم کن منم بااسم سیناعشق مامان..مرسی

مامان آوا

سلام مامان یونا عزیز چند روزیه با وبتون آشنا شدم هنوز کاملا مطالبتون رو نخوندم ولی تا اینجاش که خوشم اومده . پسر ما چقدر ملوسه منم یه نی نی قد نی نی شما دارم خوشحال میشم سر بزنید. با تبادل لینک موافقین خبرم کنید اسم وبلاگتون رو هم بزارید لطفا . منو با اسم دنیای قشنگ آوا بلینکید ممنون .

مامانی دختربلا

سلام لیلی جون .خسته نباشی عزیزم واقعا یه مامان نمونه هستی .خداروشکر که کسالت گل پسری زود برطرف شد ماشاله همیشه هم خوشتیپ وخوش عکسه [ماچ]

شقایق

سلام میخواستم برسم چرا وبلاگ آرین مامانی آرتین off شد؟