اسفند نامه

 زمستان نوید دهنده ی بهار است.
آسمان پیش از طلوع، تاریک ترین است.
طوفان هر قدر سهمگین تر باشد، رنگین کمانش درخشان تر است.
آری ، روزهای سخت همیشه پیش از بهترین روزها می‌ آیند.
هیچگاه امیدتان را از دست ندهید، چون هرگز نمی دانید فردا چه خواهد شد
مامان لیلی تنبل میشود خجالت اینقدر پست گذاشتن هام با فاصله شده که خیلی از صحبتا و کارای قشنگ آقا یونا رو متاسفانه فراموش میکنم ناراحتیه مقدار از خریدهای عید یونا رو انجام دادم و یونا خان تو مغازه همه رو به سلیقه خودش برداشت و جالب اینجا که همه رو تقریبا یه مدل و یه رنگ انتخاب کرد منتظروقتی هم بهش گفتم پسرم بهتره رنگها و مدلهاش رو متفاوت انتخاب کنی  جواب داد : اینا لباسای من هستن من اینا رو دوست دارم.و نتونست منتظر بمونه عید از راه برسه  و یکی یکی همه رو پوشید.

از جمله اتفاقات این چند مدت رفتن یونا به کلاس فوتبال است.پسری خیلی علاقه به فوتبال داره و من به خاطر حجم بالای درسهاش و ساعت طولانی مدرسه اش زیاد موافق نبودم ولی چون خیلی ناراحت بود که نمیتونه تو مدرسه گل بزنه با مشورت باباسعید اسمش رو نوشتیم البته این کلاسشون جالبه و از طرف مدرسه شون معرفی کردن و علاوه بر بازی  و تعلیم فوتبال یه سری کارهای فوق برنامه هم داره مثل شنای تفریحی و بردنشون به سینما و استادیوم و ... .و اینجوری شد که پسری رو برای اولین بار بردن استادیوم تختی و بازی فولاد خوزستان و پیکان تهران  رو از نزدیک دید و خیلی خنده دار بود که اونجا تخمه و بستنی هم خریده بود خنده و کلی تشویق کرده بود.

این هفته مامان عاطی اینا پیشمون بودن و یونا حسابی مشغول بود.

تو این مدت  دوسری هم رفتیم شهربازی  مهزیار و یونا بازی کرد . ش ا ه ز ا د ه سوار بر اسب سفید بغل

از مهمترین اتفاقات این چند روز رفتن خاله مریم گل و جوجوهای دوست داشتنیش از اهواز است.جدایی ازشون خیلی خیلی خیلی سخته و جای خالیشون در جای جای این شهر برای من و یونا حس میشه.از ساحلی و پارک چوبی و شهربازی گرفته تا مراکز خرید و ... و ... و.... این نوشته ها رو دارم با اشک تایپ میکنم  و تحملش برام خیلی سخته ولی چون دارن به یه جای بهتر میرن به خدا میسپارمشون و براشون سلامتی و موفقیت و خوشبختی بیشتر و بیشتر آرزو میکنم و میدونم پاداش قلب مهربون و پاک مریم جون چیزی بالاتر از اینهاست. مریم جونم آرین عزیزم و آرتین جیگرم, من و یونا خیلی خیلی دوستون داریم و روزهای قشنگ و خوشی رو که با هم داشتیم هیچوقت فراموش نمیکنم و هر بار که از روی پلها و رود کارون رد میشیم به یاد آرین جون که همیشه روی پل برامون آهنگ لب کارون رو میخوند, این آهنگ رو میخونیم بغلقلبماچ یونا-پل کابلی غدیر


/ 31 نظر / 88 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکوه مامان ارمیا

خریدای عید گل پسری مبارک باشه[قلب] جای مریم جون و جوجوهاش خالی نباشه[بغل] یونای عزیزم رو از طرف من ببوس[ماچ]

مامان طاها

سلام گلم من دو سال که وبلاگ یونا نازم رو می خونم و عاشق تیپ قشنگش هستم خیلی شبیه پسرمه البته پسرم چهارسالشه خیلی دوستتون دارم

مامان یگانه و ریحانه

سلام عزیزم خوشحال شدم که به ما سر زدی راستش ما هم بوشهری هستیم ولی اهواز هم زیاد میایم چونکه خواهر شوهرم اونجا زندگی میکنن برای همین کنجکاو بودم اصالتا کجایی هستین[گل]

z

اگر دنبال تقویم 92 با عکس کودکتون هستین!!! اگر میخواهید جشن تم دار بگیرین !!!! طراحی کارت تبریک عید با عکس کودک شما!!! حتما سری به مابزنید و طرح های زیبا و بینظیر ما رو ببینید http://temparti.blogfa.com/ چیزی به سال جدید نمونده عجله کنید

محدثه

الهی لیلی جون شما هم تنها شدی ماشاالله پسرمون هم حسابی بزرگ شده[ماچ]

محبوبه مامان الینا

سلام[گل] از طریق وبلاگ آرین و آرتین جون یونا جون رو دیدم [لبخند]ماشاله از بس مهربون و آقا و جذاب و شیک پوشه شدیدا مایل شدم لینکتون کنم[قلب]خوشحال میشم با هم دوست شیم[گل]

مرضیه

سلام چه لباسای قشنگی یونا جون انتخاب کرده ماشاللهخ بهشم میاد راستی جای مریم جون و آرین و آرتین بلا خالی نباشه

افسانه

سلام مامان خوب ومهربون وبتون خیلی عالیه.امیدوارم عشقتون همیشه سالم و سرنده باشن.من لینکتون میکنم شما هم اگر لینک کنید ممنون میشم.

مامان نگین

سلام مامان لیلی و یونای عزیز شرمنده دیر به دیر نظر میزارن ولی هر وقت میام نت بهتون یه سری میزنم دیره ولی سال نوتونم مبارک ایشالله یونا زیرهسایه ی پدر مادر زنده و سالم سالهای سال خوشبخت باشهو زندگی کنه[چشمک][ماچ][بغل]