یونا و خانم دیکته گو

اندراحوالات ما و درسهای بسیار زیاد پسری که ظهر شروع میکنیم و گاهی تا 11 شب درگیر آن هستیم اوه و کمبود وقتمون که مجالی برای پختن غذا و کار خونه باقی نمیذاره و مجبورم ساعت 5 صبح شروع به کار و پختن غذا کنم ...  لوح آموزشی سما (دبستانی ها ) از طرف یک دوست به دستمان رسیدخیال باطل

آقا یونا به قسمتهای مختلفش سرک کشید و گفت خیلی آسونه از خود راضیدرسای ما خیلی سخت ترهیول ولی از قسمتهای جایزه دارش خوشش اومد متفکرو کد جایزه اش رو یادداشت میکرد و کلی مشغول بود.من از قسمت دیکته هوشمندش خوشم اومد. لااقلش فرصتی پیدا میکردم تا خانم دیکته گو به پسری دیکته میگه سری به آشپزخونه بزنم, ظروف رو جابه جا کنم ,کاری انجام بدهم ,یا لاقلش یه لیوان چایی بخورم ...

سی دی رو گذاشتم  .درس رو انتخاب کردم و از یونا پرسیدم چند بار تکرار کنه؟یونا گفت دوبار خوبه (تا 5 بار تکرار برای هر کلمه رو داره) روی دو دفعه کلیک کردم قسمتی از درس رو که میخواستم بهش املا بگم انتخاب کردم و یونا و خانم دیکته گو و بچه های کلاس رو که انیمیشنی در حال نوشتن بودن تنها گذاشتم و  و رفتم تو آشپزخونهاز خود راضی

پسری هم دفتر و مداد به دست آماده نوشتن بودمنتظر.وسط آشپزخونه درحال فکر کردن به این بودم که به چه کاری اولویت بدم که صدایی بلند و عجیب به گوشم رسیدتعجب , برگشتم دیدم یونا سوار بر صندلی چرخ داره و طول و عرض پذیرایی رو با سرعت طی میکنه و دیکته رو هم stop کرده .با عصبانیتعصبانی گفتم یوناااا مگه دیکته نمینویسی؟ و یونا :من نوشتم بقیه عقب افتادن منتظرم بقیه هم بنویسن که ادامشو بنویسم

صندلی رو ازش گرفتم و سی رو گذاشتم و بازم رفتم تو آشپزخونه و هنوز کاری رو درست و حسابی شروع نکرده بودم که صدام زد مامان من عقب افتادم بیا این تیکش رو تو بهم بگو. اون تیکه رو بهش گفتم و گفت خوبه بقیش رو از سی دی مینویسم و باز راهی آشپزخونه شدم که صداشو شنیدم که داشت به بچه های انیمیشنی سی دی میگفت ای ول ابلهاز همتون جلو زدم حالا شما بنویسید من که اینا رو نوشتماز خود راضی.وروجک گفته بود من بهش بگم که از خانم دیکته گو جلوتر باشه متفکر

روز بعدش گفت مامان من به جبران دیروز خودم درسهای مختلف رو انتخاب میکنم و از همشون دیکته مینویسم  که تو خوشحال بشی لبخند

یه همچین پسری دارم من مژه راستی ,ممنونم خانم دیکته گو بغل

و ...امروز پسری دندونش افتاد ....ورژن جدید آقا یونا ماچ

پسرمان امروزبسیاااار زیاد شیطنت کرد ولی در کنارش برای مامان لیلی چایی نبات درست کرد بغل این چایی نبات خوردن داشت خوشمزه

لباس های شسته  رو از ماشین در آورد .لباسهای خشک رو از روی بند لباسی جمع کرد.خودش زنگ زد و برای خودش مرغ سوخاری سفارش داد قلب درسته دختر ندارم ولی یه پسر دارم ماااااااااه ماچ

/ 26 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

سلام گل پسر مبارک باشه افتادن دندونت [لبخند]آفرین عزیزم که به مامان گلت کمک میکنی[دست] مامان لیلی سلام شما هم خسته نباشید از این همه کار و زحمت خدا قوت[قلب]

ava

vaaaaaaaaay azizam dandunesho.akhey ishalah k hamishe salemo shadab abshe.leili jon man khodam dokhtare khonam ham karae dokhtarone anjam midam hab b elate nadashtan dadash karae pesarone qadre gol pesari ro bedon[ماچ][گل]

ستارگان آسمان من

سلا عزیزم....منم از توی آشپز خونه بلند بلند دیکته میگم امیر حسین بنویسه......خیلی امسال کار دارن... یونا خیلی شیرینه[ماچ]

افسون مامان یونا

مبارک باشه افتادن دندوناش. یعنی این بچه ها خداییش خیلی باهوشن.یر همه چی رو کلاه میزارن. ببوسش یونای عزیزم رو.با اون مهربونیشششششششش

سپیده عمه آریانا

قربونت برم گل پسر با اون دیکته نوشتنت . جیگر این گل پسر مهربون رو برم که هوای مامانش رو داره . افتادن دندونت هم مبارک باشه . انشااله که جاش یک دندون خوشگل و محکم دربیاد . [ماچ][بغل][قلب][گل]

مامان درسا

پسر ناز خوشتیپی داری و در ضمن باهوش خدا نگهش داره به وبلاگ منم سر بزنید خوشحال میشم

محبوبه مامان الینا

من نوشتم بقیه عقب افتادن منتظرم بقیه هم بنویسن که ادامشو بنویسم !!![خنده] ای زبل[چشمک] لیلی جون تو این دوره زمونه جای دخترا و پسرا عوض شده دخترا شیطون تر و پسرا کاری تر[چشمک]

خاطرات دلنشین ما

عجب سی دی جالبی.برم ئنبالش بلکه یه خورده کارم کمتربشه.امسال به نظرم خیلی درساشون زیاد شده.[اوه]

رضوان

یونا جان چند روزی می شه که بلاگ شما رو می خونم و با روحیات و اخلاق شما آشنا شدم تبریک می گم اول به بابا و مامان شما به خاطر داشتن همچین پسری و به شما به خاطر داشتن همچین پدر و مادری من هم یه پسر یک ساله دارم به اسم رادین وقتی پستهای مامان شما رو می خونم توی دلم آرزو می کنم پسر من هم مثل شما بشه و من هم بتونم به خوبی مامان شما باشم امیدوارم زیباترین لحظات رو در کنار هم داشته باشید

عطیه

[خنده] عاشقتم با اون دیکته نوشتنت یونا خیلی بامزه‌ای