دمپايی خليدم - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
چهارشنبه ٤ مهر ۱۳۸٦ :: ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

همش دوست دالم خودم همینجولی که به اتاکها و آشپزخونه و اینا سل میزنم غذا بوخولم.دوست ندالم أچي بوتونم و بوخولم.مامان ليلي و بابا سعيد هم پشت سلم چيز هايي كه ميخولم و ميليزم رو جمع موتونن.اين چه كاليه؟!أخه بذاليدش من خودم بعد ميام جمعشون موتونم و ميخولمشون.بعضي وقتها هم يه تيكه بزلگ ميذالم تو دهانم كه دهانم بسته نميشه ولي لپام تپل مپل ميشه كشنگ تل ميشم.اينجولي ديگه لاحت تلم.با دستام هم وسايلمو اين بل و اوون بل ميبلم.

ديشب بعد افطال مامان ليلي لباس دده لفتنمو تنم كلد.خوشتيپ شدم.آخه تو اهواز من از همه پسلا خوشتيپ تلم.تيپم و موهام مدده.تو آلايشگاه آقايون ميگن آقا لفطا موهامو مدل يونا كوتاه بوتون.بعد بابا سعيد گفت پسلي پس كشفات كو؟منم تمام خونه لو گشتم كه پيداشون بوتونم ولي نميدونم مامان ليلي كجا گذاشته بود كه پيدا نميكلدم.آخلش عشباني شدم و به پاهام اشاله كلدم و به ماماني گفتم پو...پو... (كفش در فرهنگ لغت يونا خان)كه مامان ليلي كشي يامو آولد و كلد به پام و لفتيم دده... .

تو ماشين خيلي مكاومت(مقامت) كلدم ولي فايده نداشت و لالا كلدم.بيدال شدم باز هم دده بوديم.مامان ليلي گفت خواستيم ببليمت پالك لالا كلدي كه.چه بوتونم؟خوب فلدا ببلينم.بعد متتجه شدم كه دالن بلام دنبال دمپايي مدل فلناز ميگلدن.لازمه با تذكله خاله پلستوي باهوش ياداولي بوتونم كه فلناز همون پلنازه كه مامان  ليلي اشتباه امسشو ميگفت.منم گفتم اين چه كاليه؟بابا سعيد به عموهه بگو آقا مدل دمپايي فلناز دالي؟خودش ميده.چلا اينقدر ميگلديد.آخلش پيدا كلدن بلام .خوشم اومد اومدم خونه كلي باهاش تاتي كلدم و ذوق كلدم.

بعدشم با مامان ليلي و بابا سعيد قايم موشك بازي كلديم.من و مامان ليلي قايم شديم بابا سعيد ميگشت دنبالمون.منم ميگفتم أه هه.يا سلمو مياولدم بيلون كه زود پيدامون بوتونه.مامان ليلي چه كالايي موتونه ميگه هيس كه بابا سعيد بيچاله بگلده دنبالمون و خسته بشه.منم ياد گلفتم و دستامو اينجولي موتونم و ميگم هيش 

  

تا ميبينم مامان ليلي ميخواد لباسامو عوض بوتونه با خنده فلال(فرار) موتونم .بعد پشت سلمو نگاه موتونم که ببینم مامان لیلی داله میاد دنبالم یا نه.

از بازي بشين پاشو هم خيلي خوشم مياد.با مامان ليلي بازي موتونم ديگه بلدم أچي كنم و بايستم و بشين پاشو بوتونم.ولي خيلي خنده ام ميگيله.اينقدل ميخندم كه ميگم اونگه.
لقصم هم بهتل شده وقتي ميلقصم بشين پاشو هم موتونم.سلمو بالا و پايين موتونم وحلفه اي ميلقصم.
وقتي مامان ليلي ازم سوال موتونه كو دستات ؟پاهات؟ مو؟ گوش ؟دندون؟ بهش نشون ميدم.
همش دوست دالم تشويقم بوتونن و بلام دست بزن .تا هنلنمايي موتونم نگاشون موتونم كه بلام دس دسي بوتونن و بگن آففلين.حتي وقتي لالا كلدن.ميلم بيدالشون موتونم تا نگام بوتونن.

مامان ليلي و بابا سعيد لو بوس موتونم و نازي موتونم و  ميگم نااااا ناااااا .

ميلم سله آبسلد كن و شيلاشو فشال ميدم كه خودم آببه بوخولم.مامان ليلي ميتلسه لو خودم آببه داغ بليزم.ديگه بزگ شدم.

اینجا هم دالم میلم حمام آب بازی بوتونم.

تو استخلم هستم.بازي موتونم.خوشم مياد.

بعد که آب بازی تمام شد به مامان لیلی کمک کلدم استخلمو خالی بوتونیم.میگفتم أه ه ه ه ه(يا علي) و كمك مامان ليلي استخلمو بلند ميكلدم.ملد شدم.بزگ شدم.

دالم لانندگي موتونم.

مامان ليلي بلام جاي بستني يخي گلفته بلام دلست موتونه خيلي خوشم مياد.فقط دستام كه يخ موتونه با فلش(فرش) يا لباس مامان ليلي و بابا سعيد پاكش موتونم.

 



موضوع مطلب :

موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed