فلفلی ۱۳ ماهه - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
جمعه ۳٠ شهریور ۱۳۸٦ :: ٥:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

گل پسرم راه افتاده.راه که میره دل منم باهاش میره.باورم نمیشه این فلفلی پسر منه که آقا شده و روی پاهاش ایستاده و راه میره.

 تمام خونه رو متراژ میکنه و اصلا یه لحظه نمینشینه.
همه چیزرو بر میداره و میندازه.

کوسن های روی مبل رو هر چقدر میذارم روش باز میبینم افتاده روی زمین.

 همش چیزهای بزرگ رو میگیره دستش و با خودش این ور و اون ور میبره. البته از دمپایی و کفش هم خیلی خوشش میاد . به کفش میگه پو.تلاش میکنه کفش فسقلی رو به پای بابا سعید کنه.
خیلی دوست داره تو خیابون خودش راه بره .

دیشب بابا سعید صدام زد و گفت: بیا ببین. دیدم, بله .فلفل خان  پریز برق رو گرفته و میزنه توسیم سیار.

برای یونا شعر چی و چرا میخوندم.شلپ شولوپ آبتنی.شلپ شولوپ آب بازی... حالا وقتشه که
لیف بکشیم لیف رو تن کثیف بکشیم...لالالالالالالالا... به به لالالالالالالالالا چه چه ....لالالالالالالالا

 یونا:به به

من: لالالالالالالالا

 یونا:ته ته

 من:
حالا دیگه با هم میخونیم و قشنگ میدونه کی باید به به و چه چه بگه. جالب اینجا که تو آشپزخونه تو عالم
خودم  بودم و یونا تو هال بود و بی اختیار داشتم این آهنگ رو میخوندم(دیگه آهنگ زیر لبمون هم آهنگ این

وروجکهاست)  به لا لا لا... که رسیدم صدای یونا از تو هال اومد که گفت:به به

هر  بسته ای مثل بسکوییت, پفک ,نوشابه در بسته ... که میبینه میگه در... در... یعنی درش رو باز کنید یا بسکوییت رو برام باز کنید.

اصلا نسبت به بچه ها حسودی نمیکنه.خیلی قشنگ با بچه ها بازی میکنه.
وقتی میریم دنبالش خونه پرستار.با ذوق میره بغل بابا سعید بعد میاد روی پای من مینشینه و سریع میگه

نانای و به کنترل ضبط اشاره میکنه و تو دستش میگیره.بعد که براش نینای میذاریم.همچین نینایی میکنه و

دس دسی و دستاشو تکون تکون میده که خستگی از تن من و بابا سعید در میره.

معنی دادن و گرفتن رو میفهمه و اگر ازش بخواهیم چیزی رو بهمون بده اینکار رو انجام میده.
معنی تلافی کردن و محبت کردن رو میفهمه و وقتی زمین میخوره یا از چیزی عصبانی میشه اون چیز رو

میزنه و میگه أت ته و محبت خود رو با بوس فرستادن و نازی کردن نشون میده.تلوزیون دو تا خانم رو

نشون میداد که به هم رسیدن و همدیگرو بوسیدن.یونا سریع لبخند زد و شروع کرد به بوس فرستادن.

وقتی یه وسیله اش میره پشت کمد یا جایی که نمیتونه بیاردش یا کاری میخواد انجام بده و نمیتونه و از ما میخواد که براش انجام بدیم میگه:أه هه

نمیدونم چرا دوست داره لباسهایی که تا زدم رو باز کنه.اگه  ده تا لباس گذاشته باشم که تا بزنم میره سراغ

تا شده ها و اونا رو باز میکنه.وروجک حتی نمیشه باهاش لباس رو هم تا زد.

بهش میگیم یونا بگو کشتی.

یونا:که شه

یونا بخند.

یونا:هه هه

وقتی چیزی میخوره و دستش کثیف میشه(هنوز در حاله خوردنه و نرفتیم دستشو بشوریم) دستشو با لباسمون پاک میکنه

عکسای آتلیه فلفل(خرداد ماه ۸۶):

 



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed