روزهای من و روزهای ما - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
سه‌شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٥ :: ۱:٠٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

کمی صبر کن

 حوصله کن

 پایان کتاب را با هم خواهیم خواند

حالا بخواب

 تا فردا صبح

فرصت برای گریستن بر این روزگار بسیار است! علی صالحی

 میگذره روزهای من و روزهای ما ...شنبه ...پنجشنبه ...اول هفته و در یک چشم بر هم زدن آخر هفته ...چقدر زود میگذره .خیلی زود. روزها و هفته ها و فصل ها انگار خیلی عجله دارن 

پسرک روز به روز بزرگتر میشه... عاقل تر... داناتر...مهربون تر... با احساس تر ...مردتر...

و بار مادری بر شانه های من سنگین و سنگین تر

این روزها روزهای خیلی شلوغی داشتیم اوه 

سه شنبه (9 شهریور)صبح بعد از انجام یه کار اداری  راه افتادیم و شب رو اهواز بودیم.

 شام رو به پیشنهاد یونا رفتیم مرو و پسری کلی تجدید خاطره کرد با همبرگر ذغالی و سس مخصوص مرو و روزهایی که داشتیم ...

چهارشنبه (10 شهریور)صبح من رفتم برای دفاع پایان نامه و بالاخره پروژه ارشد به پایان رسید و بعدش  راهی تهران شدیم.

شب رسیدیم تهران و مامان جون یونا از شمال اومد پیشمون

پنج شنبه(11 شهریور) خاله فریده جون و خانواده گلش ناهار مهمان ما بودن و بعد از ظهر با هم رفتیم بیرون و شب هم پیشمون موندن 

شهر بازی ژوپیتر و مرکز خرید کورش

 یونا و محمد امین پسر خاله من

برج میلاد

جمعه(12 شهریور) صبح خاله فریده جون و بقیه رفتن از پیش ما و بعد از ظهر عمه سحر جون و عمو مسعود و موژان عسلی اومدن پیشمون. بعد از ظهر همگی رفتیم مرکز خرید پالادیوم و شب هم موندن پیشمون

یونا و موژان عسلی

شنبه(13 شهریور) صبح مامان جون و عمه سحرجون و عمو مسعود و موژان عسلی راهی شمال شدن

ظهر یونا مهمان رادمان جون و خاله نیلوفر مهربون بود و حسابی بهشون خوش گذشت

یکشنبه(14شهریور) پارک فدک

باغ راه فدک

شهرک غرب 

دوشنبه (15شهریور)سینما کورش و دیدن فیلم ناردون

پنج شنبه (18 شهریور) صبح رفتیم مدرسه ولباس فرم یونا رو گرفتیم و بعد رفتیم کانون زبان ,یونا فاینال زبان رو داد و این ترم هم به سلامتی تمام شد.بعد رفتیم بوستان نهج البلاغه 

 

جمعه (19 شهریور) پسری زیاد سرحال نبود و رفتیم دکتر باوریان

 یکشنبه (21 شهریور) رفتیم مرکز خرید و مرکز خرید کیمیا

دوشنبه (22 شهریور) رفتیم فشم خیلی خوب بود


فیلم های نفوذی و شکاف رو دیدیم ...

تنها اشتباه آهو این بود که لحظه ای مکث کرد تا لوله تفنگ شکارچی را نگاه کند...

Image result for ‫نفوذی‬‎

حواستون نیست، اون کسی که توی این شکاف غرق میشه بی ‌گناه‌ترینه...

Image result for ‫فیلم شکاف‬‎



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed