حیف که من زبان گنجشکها رو نمیفهمم... - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٥ :: ٩:۳۳ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

جرأت یک پنجــره
تمــاشــای تو نیست 
گنجشــک دل 
میخواهد که "بـاز" باشد ...نیلوفر ثانی

چند روزیه  صبح ها ساعت میذارم که سر وقت بیدار شم ولی هنوز صدای زنگ بلند نشده با صدای هم آوازی گنجشک ها از خواب بیدار میشم.همه با هم انگار فریاد میزنن.چقدر دلم میخواست میفهمیدم دارن چی میخونن شاید دارن پیغام خدا رو به من میرسونن ولی حیف که من زبان گنجشکها رو نمیفهمم ... 

جمعه 7 خرداد یونا تولد کیان جون مجتمع ورزشی میلاد دعوت بود که خیلی بهش خوش گذشت.با بابا سعید رفتن و پدرها و پسرها فوتبال بازی کردن.ولی هنوز هم از من گله داره که چرا نرفتم ناراحت 

شنبه 8 خرداد شب غذا درست کردم و یونا بعد از خوردن غذا : مامان من فردا تو نت سرچ میکنم دستپخت چه آقا یا خانومی بهتر از مامان لیلی یه؟ بعد میاد جا خالی... جاخالی ...جاخالی... یعنی هیچکس هیچکس هیچکس . یعنی دستپخت هیچکس بهتر از تو نیست

 عاشق یه دونه پسرم هستم منقلب

یک شنبه 9 خرداد به پیشنهاد بابا سعید رفتیم کنسرت ماهان بهرام خان سالن میلاد باشگاه انقلاب که خیلی بود.یونا هم آهنگ هاش رو میخوند و لذت میبرد قلب

دارم آتیش می گیرم پای غمت ... کاشکی هیچ موقع ندیده بودمت

کاشکی می شد روزای تلخ و سوزوند... زندگی و به عقب برگردوند

از همون روزی که خیلی خوش گذشت ... بخت من پر زد و دیگه بر نگشت
ما با هم خوش بودیم اما بی خودی
نمیدونم چرا تو عوض شدی!

نیوشا ضیغمی،بهاره رهنما،پیمان قاسم خانی, سعید مدرس، یاحا کاشانی، پرستو صالحی، احسان حق شناس، شیوا طاهری، امیرحسین کاشانیان، علی شوکت، فرهاد مجذوب، میلاد باقری، پیمان اسدیان و شایان مجیدی میهمانان ویژه بودند.

حضور خانم بهاره رهنما و پریا جون دختر هنرمندشون بغلبه من کلی انرژی داد قلب  

نیوشا ضیغمی و همسرش و سایر بازیگران در کنسرت ماهان بهرام خان

 دوشنبه 10 خرداد  رفتم کارنامه پسرکم رو از مدرسه گرفتم که همه دروسش بسیار خوب بودقلب و  با یه جایزه کوچولو (توپ و کتاب)بهش دارم.و بعد تو اینستاگرامش دیدم این عکس رو گذاشته.اشک تو چشمهام جمع شد.یونا خیلی مهربون و با احساسه و من به خاطر داشتنش هر لحظه خدا رو شکر میکنمبغل

  سه شنبه 11 خرداد با نیلوفر جون یونا و رادمان رو بردیم کانون زبان.به علت جابه جاییمون به تهران یکی دو ترم پسری نتونست بره کانون و باید مجددا تعیین سطح بشه .بعد رفتیم ناهار رو با هم خوردیم

و  رادمان جون اومد خونه ما با یونا بازی کردن

 چهار شنبه 12خرداد یونا تولد آراد و اوستا ورزشگاه شهدای اوین دعوت بود و چون شروع تولد ساعت 4 بود و من روز قبلش مرخصی ساعتی گرفته بودم نمیتونستم به موقع برسم و قرار شد یونا و بابا سعید برن تولد و من بعد از اداره برم پیششون .آقا یونا هم گفت دوست نداره من با مانتو اداره برمابله و این شد که بدو بدو خودم رو رسوندم خونه و سریع لباسم رو عوض کردم و رفتم تولدلبخند 

عشق مادر و پسری حد و مرز نمیشناسه حتی تو تهران بزرگ و ترافیک چشمک

پسری تا منو دید با دو اومد طرفم و کلی خوشحال شد که تونستم خودم رو برسونم قلب

وقتی رسیدم کیک رو بریده بودن و عکس هم گرفته بودن و یونا گفت مامان من تمام تلاشم رو کردم که تو عکسا باشم میدونستم تو عکس دوست داری . 

از خدا میخوام هرکس بزرگ مرد کوچکی مثل یونا رو نداره ,بهش بده. واقعا یونا یعنی خداوند میدهد خدا با دادن یونا به من نعمت رو بر من تمام کرده,خدایا شکرت

تولد خیلی خوبی بود .کلی با مامانها گفتیم و خندیدیمبغل

پنج شنبه 13 خرداد  ناهار رستوران سنتی خانجون خوردیم

پنج شنبه 14 خرداد  رفتیم دربند که خیلی خوب بود.تخت های وسط آب و اردک هایی که از زیر میز رد میشدن و سر پسری رو گرم کرده بودن.شیطونکیه آقا یونا... کودکی هاش رو دوست دارم بطری آب معدنیش رو گذاشته بود تو آب که خنک شه و همش سرش زیر تخت بود و اتفاق جالب اینکه من و پسری گرم صبحت بودیم و متوجه نشدیم یه لنگه کفش من افتاد تو آب.بابا سعید هم متوجه نشد و یه آقاهه با شیرجه کفش من رو گرفت مگرنه باید با یه لنگه کفش تا خونه میومدمخنده.کلی خندیدیمابله

این هفته فیلمهای ماهی سیاه کوچولو - فرزند چهارم -در مدت معلوم رو دیدیم که متاسفانه هر سه رو دوست نداشتم 

Image result for ‫فیلم ماهی سیاه کوچولو‬‎

Image result for ‫فیلم فرزند چهارم‬‎

Image result for ‫در مدت معلوم‬‎



موضوع مطلب : بهاره رهنما / دربند / ماهان بهرام خان
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed