یه قهوه ترک خوش طعم - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٤ :: ۸:٠۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

 وجود هیچکس غمها رو از بین نمیبره اما کمک میکنه با وجود غمها محکم بایستیم ,مثل چتر که بارون رو متوقف نمیکنه اما کمک میکنه آسوده زیر بارون قدم بزنیم...!!!

واقعا نقاشی خدا بی نظیره این روزها تمام شاخه های خشک درختها پوشیده  از شکوفه های ریز هستند.این یعنی امید ... که تا چند صباحی دیگه بهار میاد و درختها لباس سبز و رنگی زیبای خودشون رو به تن می کنن بغل صبح ها تو مسیر محل کارم از دیدن نقاشی خدا لذت میبرمقلب . دیدن شکوفه ها حالم رو خوب میکنه لبخند

روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند.

روز و شب دارد

روشنایی دارد,تاریکی دارد

کم دارد,بیش دارد

بهار که می آید دیگر چیزی از زمستان نمی ماند

خدایاااا ممنونم  که کنارمی و همیشه و همه جا دستهای منو رها نمیکنی راضی ام به رضای تو قلب 

پنج شنبه رفتیم تجریش ,خرید کردیم , شهربازی رفتیم , ناهار رو هم رستوران ته دیگ (ولیعصر) خوردیم و بعدش یونا رو رسوندیم گیشا تولد نیما جونهورا 

از سمت راست : ارشیا بسام -کامیار کیخسروان -یونا-نیماکاظمی-کیارش حسینی فر

کیان پیامی مهر-آرتین نیک منش

 من و باباسعید هم تو مدتی که یونا تولد بود قدم زدیم و خرید کردیم و خودمون روبه یه قهوه ترک خوش طعم تو یه کافه دنج دعوت کردیم قلب

این هفته امتحان مبتکران داشتیم و جمعه از صبح درس میخوندیم اوهمن بپرس و بابا سعید بپرس ابلهخلاصه اینکه تمام جمعه رو به درس خوندن مشغول بودیم و وقتی هم که بین درس استراحت بود یونا بدو بدو میرفت کتاب بچه چولمن میخوند تعجب.

شنبه با دوست یونا رادمان جون و مامان گلش پارک آرارات قرار داشتیم از سرکار که برگشتم سریع به یونا دیکته گفتم و زدیم بیرون و بابا سعید از از راه اداره اومد پیشمون . بچه ها کلی بازی کردن

بعدش رفتیم رستورن چینی که غذاشو دوست نداشتیممتفکر

و مجبور شدیم بریم رستوران روبه رو کباب و جگر و سوپ بخوریم ابله

 

رسیدیم خونه من و یونا از خستگی بیهووووش شدیم خواب 



موضوع مطلب : تجریش / شهربازی / تولد
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed