ایستادن چند لحظه ای یونا ۱ - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
پنجشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٦ :: ٩:٥٧ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

گل پسرم چند لحظه(چند ثانیه) بدون تکیه گاه میایسته.

یونا یاد گرفته لگوهاشو رو هم بچینه(البته به کمک مامان لیلی)و از اینکارش کلی راضیه و ذوق میکنه.

جاهای دست مموشی مامان روی تمام شیشه ها(زیر تلوزیونی...میز وسط هال...گل میزها...) دیده میشه و تمیز کردن آنها هم فایده ای نداره چون دو دقیقه بعد باز به حالت اول برمیگرده و با دستهای مموشی طراحی میشه. 

دیشب با یونا یه بازی تازه کردم.دستمال رنگ رنگی رو بهش نشون دادم.بعد دستمال رو بردم پشت کمرم و تو دستهام قایمش کردم بعد دو تا دستام رو مشت کرده آوردم کنار یونا و گفتم یونا کو دستمال؟یونا با سرعت رفت پشت کمرم که دستمال رو بیاره!(دور من میچرخید و دنبال دستمال میگشت و اشاره میکرد و میگفت گوم گوم که دستمال رو بدم بهش)بعد مشتم رو باز کردم و دستمال رو نشونش دادم و گفتم فلفل ببین دستمال اینجاست.کلی ذوق کرد .بعد بازی رو براش تکرار کردم و میگفتم یونا دستمال کجاست؟دست مشت شده ام رو نشون میداد و وقتی دستم رو وا میکردم دستمالو با خوشحالی میگرفت.بعد هم خودش دستمال رو تو دستاش یعنی قایم میکرد(قربونش برم نصف دستمال بیرون مشتش بود)و من الکی میگفتم دستمال اینجاست پیداش کردم ویونا از خنده غش میرفت و کلی کیف میکرد.



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed