یه چیزی بگم ,تورو با دنیا عوض نمیکنم - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳ :: ۸:۳٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

گفت :
من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود.
گفتم :
پس چرا الان زیر پای توست ؟
گفت :
آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرمبغل

آقا یونای ما هفته های پایانی سال تحصیلی رو سپری میکنه و حسابی سرش شلوغهآخ.تمرین و درس و کاردستی و درست کردن ژله و شکلات آجیلی و... (به کمک مامان لیلیبغل)

البته بماند که گل پسر ما وقت برای بازی کم نمیاره و با برنامه ریزی پیش میرهابله و حداقل زمان رو برای خوابش میذارهمنتظر.هر شب کلی استرس دارمنگران تا یونا بخوابه و اگه بهش اجازه بدیم اصلا خواب رو از زندگیش حذف میکنه تعجب ظهر نمیخوابه و شبا به زور 12.30 ... یک شب به بعد میفرستیمش تو اتاقش.هر شب به خودم یادآوری میکنم دیگه حرص نخورم ولی نمیشه که نمیشه افسوس

فست فود تویین :

نمایشگاه کودک و نوجوان

شهربازی مهزیار

بیشتر روزها بعد از اتمام درساش با همسایه هامون آیدا و آسمان و کسری بازی میکنن و ایلین کوچولو هم واسه خودش بینشون میچرخه بغل

یونا و  آیلین

پسری بزرگ و بزرگ تر میشه و شیطنتاش بیشتر و در کنار اون صحبتاش قشنگتر قلب

امروز وسط درس خوندن میگه : مامان یه چیزی بگم ؟

من : بگو عزیزملبخند

و پسری : یه چیزی بگم ,تورو با دنیا عوض نمیکنم ... یه چیزی بگم ,تو درست شنیدی این خود منم

تو پست قبل گفتم که تعطیلات عید دوستان دوران دبیرستانم رو دیدم لبخند این عکس رو از وحیده جون مامان پارسا گلم گرفتمقلب.من و وحیده جون از دوستان دبیرستان و دانشگاه هم هستیم بغلیونا و پارسا فقط وبلاگ همدیگرو دیده بودن ولی خیلی زود با هم دوست شدن و حسابی بازی کردن



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed