پیش به سوی کلاس اولی شدن+به دنیا آمدن نینی آرتین - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۱ :: ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

آقا یونا رو برای کلاس اول ثبت نام کردیم . نمره آزمون کتبی یونا برای ورودی کلاس اول خیلی عالی بود .این  آزمون رو بدون اطلاع قبلی در سه روز مختلف از دروس نشانه ها , ریاضی و علوم بین امتحانات مرحله دوم ازشون گرفته بودن.این آزمون با آزمون های مرحله اول ودومشون(کارنامه اش رو توپست قبل گذاشتم) متفاوت بود و طراح اون از مربی های مدرسه خودشون نبود و خود آقای ابراهیمی(موسس مجتمع شهید ابراهیمی) سوالاتش رو تنظیم و به مدرسه آوردن و کلی مراقب بالای سر بچه ها گذاشتن و مربی خودشون هم اجازه نداشته بالای سر بچه ها باشه.خدا رو شکر گل پسرمون تو این مرحله با نمره عالی موفق شد و برای ثبت نام مقدماتی اسمش نوشته شد .

چند روز تعطیلی رو با پسملی راهی بوشهر شدیم و قرار شد تا جمعه بمونیم که از مدرسه زنگ زدن و گفتن برای سه شنبه یونا نوبت مصاحبه داره.اینجوری شد که سفرمون رو کوتاه کردیم و سه شنبه صبح برگشتیم اهواز و تا رسیدیم خونه من  سریع کارهام رو انجام دادم و رفتم بیمارستان دیدن مریم جون و نینی آرتین دوست داشتی بغل .یه نی نی بسیار بسیار زیبا (ماشالله) درست مثل آرین گلی قلب

خاله مریم گل, عمو مازیار و آرین جونم , به دنیا اومدن نی نی آرتین رو بهتون تبریک میگیمبغلانشالله در کنار هم شاد شاد شاد باشید قلب

از دیدین نینی آرتین حس عجیبی داشتم.بعد از 9 ماه میتونستم آرتین کوچولو رو که با هم به همه جا میرفتیم و کلی بهمون خوش میگذشت ببینم بغل شاید این حس بود که اون رو برام عزیزتر کرده بود ماچ(دیگه بیشتر از این دلتون رو آب نمیکنم  ...)

 آرتین جون دوست داشتنی (ای جااانم چشماشو ماچ)

داداشی های گل :

از بیمارستان که برگشتم با یونا و بابا سعید راهی مدرسه شدیم .وقتی نوبت مصاحبه یونا شد من و یونا رفتیم تو اتاق و یونا نشست روبه روی آقای ابراهیمی و من هم یه گوشه اتاق نشسته بودم و به پسرکم نگاه میکردم و کیف میکردم قلب خیلی جدی نشسته بود و با اعتماد به نفس جواب میداد بغل

و بالاخره یونا  آزمون و مصاحبه شفاهی رو هم به خوبی جواب داد و بعد از پشت سر گذاشتن همه مراحل به خاطر نمره خوبش  ثبت نام شد قلببغل

برگه معرفی برای سنجش رو هم بهمون دادن و امروز صبح رفتم به مدرسه ای که برای سنجش معرفی کرده بودن و برای 5 شنبه هفته آینده به آقا یونا  نوبت دادن .

خدایا ازت ممنونم به خاطر داشتن یونای باهوش و زرنگم بغلو ممنونم که همیشه کنارمی و تنهام نمیذاری 

خدایا؛

اگه یه روز فراموش کردم خدای بزرگی دارم؛

تو فراموش نکن که بنده کوچیکی داری ...

بعد از برگشتنمون از سفر کوتاه بوشهر,روزهای آقا یونا  با سفال گری , خمیربازی ,دیدن tv و بازی و  ... میگذرد.از این هفته تصمیم دارم برای کلاسهاش با توجه به علاقه و اشتیاق خودش برنامه ریزی کنم .

گزارش سفرمون به بوشهر رو انشالله در یه پست جداگانه میذارم لبخند



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed