سفرنامه آنتالیا 1 - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ :: ۱:٠٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

بعد از search کردن تصمیم گرفتیم تور ترکیبی استانبول آنتالیا رو برای سفر یه هفته ایمون انتخاب کنیم . هفته آخر شهریور رو هم باید میرفتیم شمال برای عروسی عمه سحر جون.در حال زنگ زدن به چند تا از آژانس های مسافرتی تهران بودیم که یه sms (پرواز مستقیم آنتالیا استانبول  از اهواز )به دست من رسید ,  تماس گرفتیم و هتل پیشنهادیمون رو بهشون گفتیم و ازشون ok گرفتیم ولی درست دو شب قبل از پروازمون زنگ زدن که هتلمون ok نشدهمنتظر و ما هم پولمون رو ازشون پس گرفتیم و به یه آژانس مسافرتی از تهران که قبلا هم با همون آژانس به دوبی رفته بودیم زنگ زدیم و بالاخره سفرمون دقیقه 90 ای ok شد.پروازمون به استانبول ساعت 6 صبح  شنبه از تهران با پرواز ترک (اطلس جت) بود.ظهر روز جمعه به  طرف تهران حرکت کردیم و این در حالی بود که من شب قبلش رو تا صبح نخوابیدم و گرفتار کار بودم و بابا سعید هم خیلی کم خوابید.قوری جون هم مثل همیشه شال و کلاه کرد و هسفر ما بود.

 10 شب فرودگاه امام بودیم و ماشینمون رو پارکینگ گذاشتیم و تو فرودگاه چرخی زدیم و پسری سی دی گالیور خریدو شام رو بوف خوردیم بعد برگشتیم پارکینگ و یه ساعتی من تو ماشین استراحت کردم و یونا گالیور دید.

عکس زیر 4 صبح پارکینگ فرودگاه امام است مژه :

 چون رفتنمون تا دقیقه 90 ok نشده بود پولها رو از قبل change نکرده بودیم و مجبور شدیم تو فرودگاه این کار رو انجام بدیم.پس از change کردن پولمون با عجله و دو به پرواز رسیدیمنگران. آخه بابا سعید برای change پول کلی تو صف ایستاد و آقا یونا هم خسته بود و همش من رو مجبور میکرد با چرخ بچرخونمش و نتونستیم تو صف کنترل پاسپورت بایستیم و آخرش مجبور شدیم کلی معذرت خواهی کنیم و بزنیم جلو تا به اول صف برسیم خجالت.خدا رو شکر به خیر گذشت و پروازمون هم به موقع و بدون تاخیر بود.من و یونا تو هواپیما یه کم خوابیدیم.

ساعت نه و پانزده دقیقه صبح به استانبول رسیدیم

 و تا ساعت سه ظهرکه پروازمون به آنتالیا بود تو فرودگاه استانبول بودیم

 

 و اونجا با یه خانواده بسیار خوب و مهربون اهوازی آشنا شدیم و همش با هم بودیم و ناهار رو هم با هم خوردیم و دختر خانم و آقا پسرشون هم یونا رو خیلی دوست داشتن و باهاش بازی میکردن وحسابی سرگرمش کرده بودن و این چند ساعت در کنار اونها برامون خیلی زود سپری شد و بهمون خوش گذشت.

 

 بعد از رسیدن به آنتالیا ازدوستان اهوازیمون  جدا شدیم چون هتلهامون متفاوت بود.لیدرمون تو مسیر رفتن به هتل گفت اگه سوپر چیزی نیاز دارید که بایستیم و ما چیزی به ذهنمون نرسید ولی وقتی رسیدیم هتل فهمیدیم که فراموش کردیم سیم کارت بگیریم.هتل ما  spice( پنج ستاره u all )بود که خیلی راضی بودیم و عالی بود و حسابی بهمون خوش گذشت.

امکانات هتل عالی بود و به جز یه روز که با تور رفتیم rafting تمام مدت رو تو خود هتل بودیم و یه جورایی وقت هم کم آوردیم ...

 

 نکته جالبش این بود که میشه گفت 95 درصد افرادی که تو این هتل ساکن بودن با بچه یا بچه هاشون اومده بودن و من و بابا سعید بچه ذلیل که بعید بود بدون یونا  بریم سفر اگر یک درصد هم بدون یونا رفته بودیم شدیدا عذاب وجدان میگرفتیم چون هر جا رو که نگاه میکردی بچه ها رو میدیبغل.

تا  رسیدیم هتل  بعد از ظهر بود .اتاقمون رو تحویل گرفتیم و وسایلمون رو گذاشتیم و آماده شدیم و تو هتل چرخیدیم ببینیم چه خبره و پسری هم کلی تو استخر و دریا آب بازی کرد.

تو عکس زیرکل هتل پشت سر یونا دیده میشه :

 شام رو خوردیم و اومدیم اتاق سه تایی از خستگی بیهوش شدیم و کنسرت (ک ا م ر ا ن)   و  ( ه و م ن) رو از دست دادیم ناراحت(الان پشیمون شدیم ولی همون موقع بعد از دو روز نخوابیدن چشمای من قرمز شده بود و اصلا انرژی نداشتم)

صبح روز دوم هم به استخر و دریا و حمام ترکی و سونا و ... سپری شد.بعد از ظهر هم از برنامه هتل استفاده کردیم :

 

 همانطور که میدونید در  هتل های u all همه چیز free است و تنوع غذاها ,سالادها, دسرها , نان ها و نوشیدنیها و میوه ها ... هم که بسیار زیاد است.و بعضی از غذاها هم همونجا پخته و تازه سرو میشد مثل ماهی تازه انواع نیمروها با ادویه های مختلف و شیرینی های مخصوص و ...  .اینقدر تنوع  غذا در صبحانه و ناهار و شام زیاد بود که ما تا روز آخر نتونستیم نصفشون رو هم امتحان کنیم ...


 

 ولی آقا یونای ما حاضر نبود هیچکدوم رو امتحان کنه و خودش رو با انواع سیب زمینی سیر میکرد نگران.در عوضش من و بابا سعید چشمک ...

 تا اینجاش چند نکته رو باید بگم که هم خودم فراموش نکنم و هم اونایی که قصد سفر به آنتالیا رو دارن و گذرشون به وبلاگ ما بخوره استفاده کنن :

یکی اینکه حتما تو مسیر اومدن از فرودگاه به هتل سیم کارت بگیرید چون هتل ما با نزدیکترین مرکز خرید فاصله داشت و فکر کنم بیشتر هتل های آنتالیا این جوری باشن و تو خود هتل هم سیم کارت برای فروش نبود واز طرفی اینقدر تو هتل خوش میگذره که حیفه وقتتون رو برای بیرون رفتن از هتل و خرید سیم کارت هدر بدید.یا این که سیم کارت ایرانتون رو با خودتون ببرید .نکته دوم این که از ایران حتما با خودتون یه مقدار پول خرد change شده همراه داشته باشید چون تو فرودگاه برای استفاده چرخ حمل بار باید سکه (یک لیر) بندازید و تو اون شلوغی باید بگردید دنبال پول خرد.نکته سوم اینکه حمام ترکی رو امتحان کنید چون free است ولی همراه با فوم و ماسک رو امتحان نکنید چون ما امتحان کردیم و چیز خاصی نیست و ارزش 140 دلار رو نداره مژه

یونا وقتی کف میریختن روش خیلی خوشش میومد و میگفت مامانی کفیم کردن ...

 ادامه دارد ...



موضوع مطلب : سفرنامه آنتالیا
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed