يونا و پرناز - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
پنجشنبه ٧ تیر ۱۳۸٦ :: ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

۲ روز پیش رفتم دنبال یونا خونه مامان جون(پرستار یونا), پرناز هم کلاسی یونا هم چهار دست و پا اومد طرفم و روی دو زانو نشست و دستاشو دراز کرد که بغلش کنم ,یونا تو بغلم بود, با اون یکی دستم پرناز رو بغل کردم و بوسیدمش و باهاش صحبت کردم که خوبی گلم؟چطوری؟... که یونا با تعجب و خنده من رو نگاه, پرناز رو نگاه ,من رو نگاه, پرناز رو نگاه... .قربونش برم خوشحال شده بود من دوستش رو بغل کردم و اصلا هم حسودی نکرد.بعدشم با پرناز دست دادن که خیلی صحنه قشنگی بود.مامان جون گفت اینا از صبح ۱۰۰ بار با هم دست میدن.

ديشب بغلم بود رفتیم در یخچال و یونا کشف کرد که چسبونکی های رو یخچال آهن ربا داره و میچسبه.خیلی خوشش اومده بود میکندشون باز میچسبوند و خنده و ذوق که داره چه کار جالبی انجام میده .بعدشم تصمیم گرفت به طرف یخچال پرتابشون کنه که اگه هدفش درست بود میچسبید, نبود میوفتاد پایین و من باید بهش میدادم.الانم كه يا من يا بابا سعيد بايد بريم با گل پسر آهن ربا بازي.

خوشم مياد .آهن ربا بازي موتونم.

چه كشنگ!!!!!

پسرم دو سه روزه همش جيغ ميزنه. نميدونم چيكارش كنم؟ حتي بازي هم كه ميكنه با جيغ بازي ميكنه, چه برسه كه مم مم يا چيزي بخواد.



موضوع مطلب :

موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed