عیدانه 3 - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩ :: ٧:٠٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

عیدی های یونا :

مامان لیلی و بابا سعید : فرش جدید برای اتاقش

مامان جون و بابا جون : وجه نقد + سوغاتی های خوشمزه شمال (زیتون-روغن زیتون-برنج -کلوچه-ماهی دودی+ترشی سیر)

عمه سحر و عمه سارا : وجه نقد + بلوز(عکسش تو پست بعدی تولد بابا سعید یونا تنشه)

بابا جون و مامان عاطی : میز و صندلی

خاله آنی : بلوز و شلواری که تو عکس زیر تنش است.

خاله نیلان : کفش(عکس ۵ زیر) و صندل (عکس ۶ زیر)

دایی علی : میکروفون (عکس ٨زیر)

خاله سمی(زن عموی یونا) : تفنگ حباب ساز(عکس٧زیر )

خاله هاله(دختر خاله گلم) : بلوز و شلوارکی که یونا تو عکس زیر تنش است :

آروین جون (نوه خاله من(عکس آروین جون رو تو پست قبل گذاشتم)) : ماشین کنترلی(عکس ٣ زیر )

 محمد امین(پسر خاله من-عکس محمد امین  رو تو پست قبل گذاشتم) : عروسک ببعی(عکس ۴ زیر)

رضا و رزای نازنین(عکس زیر-خاله سهیلا جون مامانی رزا و رضا دوست خوب  و مهربون من است) : لوستر(عکس ١و٢ زیر)

رضا جون و رزا گلی و یونا وروجک : (عکس زیر مربوط به بعد از عید است تو اتاق رزا خانم.بقیه عکسا رو تو پست بعد میذارم)

عمو اهوازی : دو تا ماهی قرمز+وجه نقد(بیچاره ماهی قرمزها بر اثر فرود سیب قرمز و  سایر اشیای تیز به داخل تنگ عمر چندانی نکردن خوبه خودم یه fighter fish(عکس زیر) هم گرفته بودم که واقعا باید بهش مدال شجاعت داد چون تا الان زنده است )

خانم شریفی : وجه نقد

خاله سارا جون مامانی آرشی گل  : وجه نقد

خاله نگار جون مامانی الیسا گلی (عکس الیسا رو تو پست قبل گذاشتم) : وجه نقد 

خاله زری(خاله من) : وجه نقد

عکس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات کام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عکس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

تو عید یونا خان سنگ تموم گذاشت از خرید ریز و درشت (نه این که غیر عید سنگ تموم نمیذارهمتفکر)

برای عیدش مسواک و خمیر دندون جدید گرفته بودم

 که با دیدن مسواک عمه سارا دلش مسواک برقی خواست و بابا سعید براش گرفت.خلاصه از مسواک برقی بگیر تا ماشین شارژی و غیر شارژی و آقا کلاغه که دست میره توش و قار قار میکنه و زنبور و شکلات کیندر بزرگ و m&m بزرگ(جدیدا سایزه خوردنی هاش رو بزرگ انتخاب میکنهمژه) و ...

 که خوردنی ها رو نخورده و هنوز تو کابینته(یونا فقط دوست داره خرید کنه زیاد اهل خوردن نیست) و بقیه رو هم قبل از اینکه ازشون عکس بگیرم داغون کرده 

به هر حال چند تا جایزه خودم یواشکی گرفتم  برای بعد تعطیلات که مثلا خاله مریم (مربی اش)بهش بده که اونا رو هم وقتی در اوج شیطنت بود برای ساکت کردنش یکی یکی بهش باج دادمخجالت

و سیزدهم که از بوشهر برگشتیم من موندم و یک عدد یونا خانی که میگه مهد نمیرم و مغازه های تعطیل

خدا رو شکر تونستم یه فروشگاه اسباب بازی تو مرو پیدا کنم که باز بود فکر کنم میدونسته بعد از عید بچه ها همه با جایزه میرن مهد چون چند تا خانم دیگه هم در حال خرید اسباب بازی بودن.به این نتیجه رسیدم که یونا همه وسایل اونجا رو داره فقط عروسک پلنگ صورتی نداره  براش گرفتم و گفتم خاله مریم زنگ زده گفته یونا فردا بیاد مهد براش جایزه گرفتم.

14 فروردین هر سه تایی با دلی گرفته از هم جدا شدیم ظهر که رفتم دنبال یونا خدا رو شکر خوشحال بود و گفت :قوری قوری یه دوست جدید .اسمش پلنگه صورتیه

عکس زیر  عیدی مهد کودک هادی و هدی است به یونا :

عیدانه ها رو با عکس زیر یونا خونه مامان عاطی در حال به هم ریختن کشو خاتمه میدم بغل



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed