مسافر کوچولو - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۸ :: ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

تقریبا یه هفته دیگه تا عید مونده و با اینکه کلی از خریدهام رو لیست کردم و زحمتشو به مامانم و خاله آنی و خاله نیلان دادم بازم حسابی گرفتارماوه.آقا یونا هم که سنگ تموم گذاشته و تو هر مغازه ای  که میریم یه چیزی برمیداره .از سی دی سگ نگهبان و گوسفند زبل تا ساعت و ...

خاله نیلان هفته قبل  چند روزی اومد پیشمون و یه مقدار از خریدها رو هم با خودش آورد و دیروز رفت و آقا یونا هم  از روزی که خاله نیلان اومده بود همه وسایلش رو جمع کرده بود و کنار وسایل خاله نیلان گذاشته بود و میگفت من هم دوست دارم با خاله نیلان برم .دلم براشون تنگ شده. دلم  برای دایی علی تنگ شده . دایی علی اجازه داده که من برم (ظاهرا اجازه ما دست دایی علی استخنده)هر روز صبح که از خواب بیدار میشد با ناراحتی میپرسید خاله نیلان رفت؟ و نگران بود خاله نیلان بدون او رفته باشه.با این که دوریشو یه بار تجربه کرده بودم و میدونستم بدون اون حتی نفس کشیدن هم سخته اما نمیخواستم به خاطر دل خودم اون چیزی رو که یونا دوست داره ازش بگیرم. و خودم رو راضی کردم که برهناراحت.و بازم مامان لیلی موند و چشم گریونsmileys. با ذوق وسایلش رو جمع کرد و حتی میخواست دوچرخه اش رو هم ببره که با کلی صحبت منصرفش کردیم.اگه خدا بخواد وسط هفته با مامانم برمیگرده که مامانی تو خونه تکونی به من کمک کنه.

یونا موقع رفتن قول داد لااقل به تلفن هامون جواب بدهبه من زنگ بزن و گفت دلم برای هیچکدومتون تنگ نمیشه.این دفعه گریه نمیکنم بگم مامانمو میخوام بابامو میخوام.مژه

خریدهای یونا تقریبا کامله(لباساش-فرش طرح کیتی-...)

 رو تختی طرح تام و جری  (عکس ۴) براش گرفتم(خاله نیلان زحمت خریدش رو کشید جز لیستم بود) که با دیدن رو تختی خاله نیلان و خاله آنی که طرح کیتی بوده نظرش عوض شده و گفته کیتی میخوام و رو تختی کیتی رو گذاشته کنار وسایلش که با خودش بیاره اهواز. متفکر

اینم ورژن جدید آقا یونا(پنج شنبه موهاش رو کوتاه کرده)بغل :

 

راستی یونا الان گرگهsmileys .گرگه بدجنس .پسرم روزانه نقشش عوض میشه.

عکس ١ و ٣ : کادوی خاله نیلان

عکس ٢ : کادوی خاله مریم (دوست خاله نیلان)

قرار بود تو پست قبل عکس شب یلدای یونا و دوستانش تو مهد کودک رو اضافه کنم که وقت نشد و تو این پست میذارم به قول یونا اشکالی که نداره مژه : ( اسمها رو یونا بهم گفته )

ایستاده از سمت راست : بهار-آرتمیس-یاشار-مانیا

نشسته از سمت راست : تینا-هدی-ملیکا-اسمش رو یونا نمیدونهخجالت-الینا-گلسا-ستایش-اسمش رو یونا نمیدونهخجالت-آرین-اسمش رو یونا نمیدونهخجالت-محمد_یونا_امیر ارسلان_شیرین_ 

شاید این آخرین پست سال ٨٨ باشه .احتمالا برگشتن  مسافر کوچولو رو تو همین پست اضافه میکنم.

16100000سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم16100000

پ.ن .1: مسافر کوچولو چهارشنبه (26 اسفند) با مامان عاطی و باباجون و خاله  آنی برگشت اهواز. مامانی عزیزم و خاله آنی گل یه خونه تکونی حسابی برام کردن و جمعه(28 اسفند) رفتن.



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed