۱۰ ماهگی يونا جون - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
سه‌شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٦ :: ۸:٢٥ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

سلام موتونم.من خیلی خیلی خوشالم چون خاله میلان(نیلان)و خاله جیران از روز یک شنبه اومدن خونمون.همش از خوشحالی خنده ام میگیره نمیدونم چه بوتونم؟لالام هم که میگیره میترسم لالا بوتونم اونا برن.برای همینه که لالا نمیتونم فقط اگه بی اختیار و از خستگی چشام بره رو هم و لالا بوتونم.

من براي اولين بار پفك خوردم.مامان ليلي هم همش با دلهره نگام ميكرد و دوست داشت كه ازم بگيردش.خيلي خوشمزه بود ولي حيف كه وسط خوردن لالام گرفت.تو لالا هم هر چي دستمو ميبردم به دهانم پفكه تو دهانم نميرفت فكر بوتونم مامان ليلي از فرصت استفاده كرده بود من لالا كردم از دستم درش آورده بود.بيدار شدم ديدم آره نه پفكيه نه چيزي.عجب بد موقع لالا كردم.

وقتی گوشي ميذارم كنار گوشم و الو موتونم میگم أه...أه... و وقتي بقيه الو موتونن و من گوشي ندارم دستم رو ميذارم رو گوشم و أه...أه... موتونم و با انگشت به گوشي اشاره موتونم كه بهم بدن تا منم ألو بوتونم.خوشم مياد.

من ده ماهه شدم.مرد شدم, بزگ(بزرگ) شدم, آقا شدم. خاله میلان و خاله جیران بلام کیک درست کردن اولش نمیدادن من نگاش بوتونم و دستش بزنم بعد که بال بال زدم و خودم تلاش زیادی کردم که کیکه رو بدست بیارم بهم دادنش و به به ه ه ه ه ... چه کشنگ! چه خوشمزه ه ه ه ه... .(راستی تاپی که تو عسکا تنمه خاله میلان بلام آورده.کشنگه .ازش خوشم میاد.مدلمه... .)

!



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed