یونای من در مجله شهرزاد + سفر به مشهد - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸۸ :: ٦:٥٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

سلام و صد سلام به دوستان گل خودم .

چند وقت پیش چند تا از مامانای گل برام کامنت گذاشته بودن که یه پست از وبلاگ یونای من رو  تو مجله شماره 7 شهرزاد-اردیبهشت ٨٨    در صفحه 41 (وبلاگ) دیدن.

من و یونا و بابا سعید چند روز دنبالش بودیم که مجله رو بگیریم ولی متاسفانه شهرزاد اردیبهشت از شانس ما اهواز نیومد و خردادش رو گرفتم ببینم چه جور مجله ای است راستش تا حالا با این مجله آشنایی نداشتم و نگرفته بودم و وقتی خوندم خیلی خوشم اومد تا دیروز که مامان عاطی و بابا جون و خاله نیلان اومدن و شهرزاد اردیبهشت رو برام آوردن.کلی ذوق کردم وقتی عکس پسر قشنگم رو تو مجله دیدم.قلب

Image and video hosting by TinyPic

دیشب که مامان اینا اومدن یونا نمیدونید چیکار میکرد از خوشحالی نمیتونست بایسته همش میپرید بالا و پایین و ذوق میکرد و صداشون میکرد.

 دو  روز پیش خاله نیلان و یونا پشت تلفن :

خاله نیلان : خاله چی میخوای برات بیارم ؟

یونا : تام و جری تامش نه جریش.چیسپ هم میخوام.چیسپ شیرین.پفک دارم فقط چیسپ.

(تام رو سری قبل مامان براش آورده بود.)

اینم یونا و سوغاتی خاله نیلان (جری و دو بسته شکلات) :

Image and video hosting by TinyPic

اینم یه تخیل پردازی از آقا یونا : دیروز یه پسره تو مدرسه مون بود به مامانش میگفت آلوچه میخوام مامانش میگفت چشپ(چشم) هی میگفت آلوچه میخوام مامانش میگفت چشپ بعد مامانش براش آلوچه خرید بعد بهش داد بخوره.

یونا تو اتاق بود و من تو آشپزخونه :

یونا : بیزحمت که داری کار میکنیا یه دقیقه برام آب بیار.

یونا بعد از کشیدن نقاشی :  دیگه نمیخوام کار کنم ببین اینا رو چه خوگشل کشیدم.ماهه

اگه خدا بخواد من و یونا و مامان عاطی اینا امروز میریم مشهد.برای همتون دعا میکنم.

بابا سعید جان دلمون برات تنگ میشه مواظب خودت باش قلبماچ

این پست رو با عجله گذاشتم ببخشید اگه اشتباه تایپی یا ... توش هست. تا یه هفته دیگه بای بای 




موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed