پسر بيمار شيطونم - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦ :: ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

قربونش برم که با دس دسی و نینای و قاشق که هواپیماست و میاد تو دهان یونا و ... دارو میدیمش.

نه من نميخولم شما بفرماييد

ولی تحت هر شرایطی از علاقه اش به ددده رفتن وسوار بوب بوب شدن و نشستن روی پای بابا سعید و رانندگی با پا و دست کم نمیشه .شانس آوردیم تا حالا جریمه نشدیم حالا جریمه هیچ کلا کار خطرناکیه.دیشب ساندویچ گرفته بودیم .بال بال زد که ساندویچ میخوام. دادم دستش با کاور روش میخواست بوخوره.

سانببييييييج

 ازش گرفتم یه تیکه از ته نون باگد که هیچ توش نبود کندم بهش دادم قربونش برم فکر میکرد داره ساندویچ میخوره چنان ملچ ملچی میکرد که آدم دلش براش ضعف میرفت. فدای پسرم بشم ,کی میشه شما هم ساندویچ بخوری مرد کوچولو؟ آخرش بابا سعید دلش سوخت با اینکه براش بد بود یه تیکه گوجه گذاشت تو نون باگدش .مثل آدم بزرگها گوجه که از لقمش میوفتاد ورش میداشت میگذاشت تو نونش.الهی بگردم بر خلاف همیشه که ریز میکرد و میریخت رو زمین و فقط بازی میکرد  لقمش رو با علاقه تا آخر خورد.بعد هم که بابا سعیدش خرده نونا رو میخواست از جلوش جمع کنه اونم کار بابا سعیدش رو تکرار میکرد دستشو میکشید رو زمین بعد هم با پا اینکار رو میکرد پسرم هر کاری با دست میکنه با پا هم میکنه.

ناخن گرفتنشم که... .وقتی خوابه که از ترس که بیدار نشه دست بهش نمیزنیم و بدو بدو به کارامون میرسیم.تو بیداری هم که نمیذاره و همش ناخن گیر رو میگیره که خودش شیطونی کنه.



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed