یونا غرق در شادی - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
سه‌شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٧ :: ۱:٥٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

با سلام

یونا روزهای خوبی رو سپری میکنه.وقتی تنهایی میریم بیرون سراغ مامان اینا رو میگیره و میگه آتاعاطی(مامان عاطی), بابا گوم(بابا جون) ,آننه (خاله آنی و نیلان), دایی علی.وقتی میگه آننه میگم مامانی کدوم آننه؟میگه آننه بزگ(بزرگ)

همه فامیل رو میشناسه و اسمشون رو میگه:ممه نی نی (محمد امین), خاله زیبا, خاله زهره ,عمو منشور(منصور) ,عمو شهیل, باباده(فاطمه), داداشی ایمان, داداشی آرش ,به یه یه (بهاره) و ...

پلیس رو میشناسه و تو خیابون به ماشین یا آقای پلیس اشاره میکنه و میگه پلیش.

جمله های کوتاه رو میگه مثل:
ّبیا پیشم

میمون بایا(میمون رفته بالا)

آننه نیست

بورو

ایننه(یونا) أچی(نشینه)

بابایی بدو و ...

از کلمه نه زیاد استفاده میکنه.و نه رو خیلی محکم ادا میکنه و مخالفتش رو میرسونه.

یونا قبل از خواب

تقریبا همه کلمات رو میگه :کی(کلید) , ماشییر(ماشعیر) و ...

یونا منزل عمو سهیل

ماشین ها رو میشناسه و تشخیص میده که ماشین هر کسی کدومه : ماشین آننه, ماشین بابایی ,ماشین عمو منشور,ماشین یه یه یه(ماشین عمو منوچهر بابا ی رضا و رزا. فلفل به رزا و رضا میگه یه یه یه )

ابزار رو میشناسه و اسمشون رو میگه و خیلی زیاد بهشون علاقه داره.چکش, پیچ پیچی(پیچ گوشتی) ,امبودست(انبردست) ,آچار

رفته بودیم خیابون کنار یه آقاهه که ابزار میفروخت ایستاده بود و تکون نمیخورد و با وسایلش بازی میکرد و اسمشون رو میگفت.آخرش مجبور شدم براش دو تا پیچ گوشتی بخرم که راضی بشه بیاد.وروجک پیچ گوشتی یا رو گذاشت تو جیبش و راه افتاد.

دریا رو که میبینه میگه :تشت آب بازیه ه ه

مامانم هم که مثل همیشه مارو شرمنده میکنه و من که همش کارم خوردن و خوابیدنه.بیچاره همه کارها با خودشه.این عروسک قشنگ هم عیدی مامان به یونا است البته بماند که کلی ماشین و تفنگ و وسایل ریز و درشت هم خودش و بابای گلم هر بار که میرن بیرون براش میخرن.یونا این عروسک رو خیلی دوست داره و میگه نی نی نازه و همش میبوستش.

به من هم یه ترازوی دیجیتال عیدی دادن و به سعید هم یه تیشرت مارک خیلی خوشگل.کفش فلفل تو عکسای پست قبلی هم عیدی خاله آنی است به اضافه یه ظرف کریستال برای من.خاله سمی هم یه تیشرت برای فلفل و  دو سری مام و اسپری برای من و سعید.یه ست سه تیکه لباس هم خاله هاله برای فلفل گرفت که بعدا عکسشو میذارم.ازهمشون ممنونم

اینجا هم وروجک کفش من رو پوشیده.

اینم یونا و محمد امین پسر خاله ام است که شش ماه از یونا بزرگتره.وروجکها به هم که میخورن خونه رو روی سر میذارن.

یونا و محمد امین



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed