پارچه - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٦ :: ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

یونا جدیدا هر چیزی که  میریزه روی زمین میگه پاچه پاچه(پارچه) و میره دستمال میاره و میکشه روش.جالبه روی بسکوییت هایی رو که رو زمین ریز کرده و ریخته هم پارچه میکشه.قبلنا میرفت جارو میاورد ولی جدیدا از به قول خودش پاچه خوشش اومده.

دیشب هم ۲ به زور خوابوندمش و الانم سر کارم.وروجک خواب نداره.

دیروز گرفتار کار خونه بودم و یادم رفته بودم در یکی از کابینتها رو مهر و موم کنم.فلفل خان رفت سرش و طبق معمول شروع کرد به بیرون آوردن وسایل.پیش خودم گفتم بذارم مشغول باشه بعد جمعشون میکنم لااقل بهم نمیچسبه و یه خورده به کارام میرسم.

یه لحظه نگاه کردم دیدم کابینت در حال خالی شدنه و جالبه که بشقابهای بزرگ رو روی هم چیده بود و کوچیکها رو روی هم.چند لحظه بعد صدای بلندی به گوش رسید و خودش هم از ترس زد زیر گریه.بغلش کردم و دیدم اومده چهار پنج تا دیس رو با هم بلند کنه از دستش افتاده و یکی از دیسها هم شکسته.خدا رحم کرد بچه ام چیزیش نشد.یه عالمه بوسیدمش.دیگه هیچوقت فلفل رو در حال کار خرابی تنها نمیذارم.

دیروز ظهر آفتاب خوبی بود.بابا سعید اومد اداره دنبالم و با هم رفتیم  فلفل رو از خونه مامان جون برداشتیم و بردیمش پارک.بعد اومدیم خونه ناهار خوردیم.

یونای ده ماهه

پ.ن.۱ : با تشکر از مامان تینا و سینای نازنینم به خاطر قاب قشنگی که برای عکس فلفل گذاشتن.



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed