تولد مامان ليلی(۳ بهمن) - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
شنبه ٦ بهمن ۱۳۸٦ :: ٥:۱٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

سلام موتونم

چهارشنبه ۳ بهمن تولد مامان لیلی بود که من به علت گرفتاری وقت نکردم بیام و بهش تبریک بگم.چه بوتونم ؟ همش باید وسایل خونه رو جابه جا بوتونم, بازی بوتونم ,سیب زمینی ها رو بندازم تو ظرفشویی یا غذای مامان لیلی, دی دی (سی دی)نگاه بوتونم ,خیلی سرم شلوغه مامان لیلی خودش وضعیت من رو درک موتونه.

من و بابا تهید با همکاری هم آخر هفته برای مامان لیلی تولد ۳ نفره گرفتیم. به همین خاطر من مجبور بودم جای چند نفر رو بازی کنم که تعدادمون زیاد شه.ولی نمیدونم چرا اینقدر مامان لیلی و بابا تهید خسته شدن و زود کیکها رو جمع کردن.مامان لیلی میگه شما هنوز کوچولو هستی و متوجه نمیشی ولی خاله ها از توی عکسات متوجه میشن که چه خبر بوده.راستی برای مامانی شمع هم گرفته بودیم ولی شکست.باور کنید من نشکستمش توی وسایل بود خودش شکست.بابا تهید خیلی غصه خورد ولی من نه.چون راحت شمع رو دادن دستم که باهاش بازی بوتونم و خرابترش بوتونم.اگه سالم بود که بهم نمیدادنش.

مامان لیلی دمپایی رو فرشی کشنگی پوشید که منم دلم خواست و گفتم اینا اینا .بده و مامایی یه جفت دمپایی انگشتی خودش رو هم به من داد و از اتاق رفت بیرون. منم دمپایی رو پوشیدم و پشت سرش رفتم ولی نمیدونم چرا اینقدر از دیدنم خندشون گرفت که حتی نتونستن ازم عکس بگیرن.همینجوریم.خوشحالشون موتونم.مدلمه.

اینم چند تا عکس و بعدشم مامان لیلی با شما کار داره.راستی ببخشید که اینقدر لباسامو و صورتمو کیکی کردم.نی نی هستم و دارم راحت نینی گی میکنم.

مامان لیلی جونم تولدت مبارک.از طرف یونا و بابا تهید

تولد تولد تولد مامان ليلي مبارك

فداي شما گل پسر

نفسم

يونا در حال نشون دادن و گفتن عشاب(اعصاب)عشاب

فلفلي بلاااااا

يونا در حال ناخنك به كيك

نوش جانت عزيزم

يونا بعد از پذيرايي از خودش

مامان لیلی :

با سلام به همه دوستان گلم.

همیشه روز تولدم برام روز عجیبیه.روزهایی که گذشته رو ورق میزنم و با دیدن ورقهای خوشرنگ و زیبای اون میخندم و با دیدن ورقهای تیره و غمگینش اشک توی چشام حلقه میزنه.سعی میکنم اگه ورق تیره ای رو بشود روشن کرد برای تغییر اون از هر قلمی که از وجودم رنگ بگیره استفاده کنم و خدای مهربون رو برای تک تک ورقهای زندگیم شکر میکنم.

دنیا را براي همه شما عزيزان شاد شاد و شادي را برايتان دنيا دنيا آرزو دارم.

پسركم.خيلي خوشحالم كه دو سال است كه شما تو تولد مامان هستي و اين رو بدون كه شما رنگينترين و زيباترين ورق زندگي مامان هستي و خواهي بود.

خيلي خيلي ... دوستت دارم.

اینم آقا یونا تولد پارسالم :

 

سعيد عزيزم از شما هم ممنونم كه توي اين چند سال زندگي مشتركمون هيچ وقت تولد من رو فراموش نكردي و هميشه برام سنگ تموم گذاشتي و تو اين سالها هم كه پيش خانواده ام نيستم با مهربوني يا ومحبتت جاي خالي همه رو برام پر كردي.ممنونم بابته همه چيز و كادو خوبي(یه سیم کارته دیگه به شماره اهواز.اون یکی خطم چون با مامان اینا و دوستام صحبت میکنم اهواز نیست) كه برام گرفتي.اميدوارم كه بتونم جبران كنم.

و از همه گلهايي كه از طريق ايميل تلفن كامنت و اس ام اس تولدم رو تبريك گفتن تشكر ميكنم :

مامان و باباي نازنينم(ممنونم از سرویس قاشق چنگال زیبایی که بهم کادو دادید), بابا جون يونا ,سحر و ساراي نازنينم(عمه هاي مهربون يونا) ,آني گلم و نيلاني عزيزم(خواهري هاي خوب خودم) ,علي جون داداشي يكي يه دونه ام ,آقا سهيل و سميه جون(عمو و زن عموي مهربون يونا) ,هاله خانمي(دختر خاله با وفا و مهربونم) ,سهيلا جون(همكار و دوست گلم,ممنونم بابت روسری قشنگی که بهم کادو دادی), طیبه جون, عاطفه جون ,زهره جون مامانی محمد امین, المیرا جون مامان کیان (دوستان قدیمی و باوفام), زن دایی لیلای عزیزم مامان پارسا و پوریای شیطون و دوستان گل وبلاگی من و یونا(ثمانه جون مامان مهدیار کوچولو, پیروزه جون مامان پرنیان نازنین ,سارا جون مامی پگاه و پارسای عزیزم)

ثمانه جون تولدت رو با تاخیر تبریک میگم.ممنونم از تماست.از شنیدن صدات خیلی خیلی خوشحال شدم.و از این که من و شما هر دو متولد ۳ بهمن هستیم خوشبختم.

پیروزه جون ممنونم از تماست.شما همیشه به من و یونا لطف دارید.

و تولد فاطمه زهرای نازنین رو هم بهش تبریک میگم و براش خوشبختی و موفقیت در همه مراحل زندگی رو آرزومندم.

دوستان عزیزی که لینکشون تو دوستان یونا نیست لطف کنن برام کامنت بذارن که اضافه کنم.



موضوع مطلب :

موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed