دنيا ديگه مثل تو نداره - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
پنجشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٦ :: ۳:٤٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

پسر نازنینم آقایی شده برای خودش. تقریبا هر چیزی رو بگیم تکرار میکنه و کلی کلمه هم بلده که تو صحبتاش استفاده میکنه.

تقلید کاری که نگو و نپرس.هر کاری جلوش انجام بدیم سریع تکرار میکنه.

گل پسرم مادر به فدای تو

دنیا دیگه مثل تو نداره

وقتی نقاشی میکشه میخونه چش چش أدهي.ميدونيد يعني چي؟

يعني چشم چشم دو ابرو

عسك يعني عروسك

كي يعني كليد

وقتي ميخواييم در رو باز يا بسته كنيم ميگه كي... كي

و خودش بايد كلي با قفل در بازي كنه و كليد رو بندازه روش.

قبلا به بابا سعيدش يا ميگفت بابايي يا تهيد(سعيد) يا بابا گوم (بابا جون).

الان ياد گرفته ميگه بابا تهيد

عاشق تخته است.با بابا سعيدش بازي ميكنه و تاس ميندازه و مهره ها رو ميچينه و به قول خودش ته ميكنه(پرت ميكنه) و به تخته ميگه تكته

هنوزم از كنار بخاري كه رد ميشه ميگه جيز

به آتيش ميگه آتيس

به چايي ميگفت تي.خداييش ما بهش ياد نداده بوديم نميدونم اتفاقي بوده يا پسرم داره مخفيانه زبان انگليسي رو ياد ميگيره.به هر حال الان تغيير زبان داده و به چايي ميگه تايي

بسكوييت ميگيره دستش و ميگه : مامايي تايي.

من : بسكوييت با چايي ميخواي پسرم؟

يونا : عا تايي

با تشت رابطه خوبي داره.و ميگه تشت.

تشت رو بر ميداره و اسباب بازياش يا به قول خودش آب بازي ياش رو ميريزه توش و ميره سراغ بابا سعيدش و ميگه أموم(حموم) آب بازي.

اون روز لباس شويي كارش تمام شده بود ولي هنوز لباسها توش بود و وقت نكرده بودم بيارمشون بيرون.ديدم تشت رو برداشته و رفته سر لباسشويي و داره لباسا رو بيرون مياره و ميريزه توي تشت.

ديشب :

يونا : مامايي

من : جانم

يونا با اشاره به سشوار روي ميز توالت : اين اين

من : كدوم مامان.سشوار؟

يونا : عا

من : باشه ماماني ميدم بازي كني ولي سنگينه.مواظب باش نيوفته روي پات باشه؟

يونا : باشه

من : آفرين پسرم

يونا : مامايي

من : جانم

يونا با اشاره به موهاش : ما.. ما..

من : آره پسر باهوشم با اين مو روسشوار ميكنن

يونا پريز به دست و اشاره به كليد برق : اين اين

من : ميخواي بزني به برق؟

يونا : عا

من : نه ماماني خطرناكه همينجوري بازي كن

يونا :

من : خطر ناكه

و يونا خودش دست بكار شد ببينيد عكسشو :

يونا خطرناكه يونا

يونا در حال سشوار كردن مو

اي فداي خنده

جديدترين مدل سشوار مو به استادي يونا فلفل ريز مامان

عطر و اسپري رو ميزنه به بدنش و ميگه پيس پيس

البته تو كار با بقيه لوازم آرايش هم حرفه اي است

باور كنيد يونا هم دفتر داره هم مداد رنگي ولي ترجيح ميده رو دستاش نقاشي بكشه و به قول خودش چش چش أدهي بكشه.

اين دسته يا دفتر نقاشي؟!

اين روزها همش دوست داره من و بابا سعيدش رو صدا كنه.

يونا : مامايي

من : جانم

يونا : مامايي

من : چيه پسرم؟

يونا : مامايي

من : عزيز مامان

يونا : مامايي

من : چيه قربونت برم من

يونا : مامايي

من :



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed