تولد دايی علی - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
یکشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٦ :: ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

هر روز كه من از اداره ميرم دنبال يونا اين كارها و صحبتها تكرار ميشه:

اول دوستاشو نشونم میده.

بعد با دوستاش بای بای میکنه.

و توی ماشین:

من : سلام پسرم.خوبي؟
يونا : اوم
من : بازي كردي مامان؟
يونا : اوم
من : غذا تو خوردي؟
يونا : مم مم
من : آره مامان ممتو خوردي ؟
يونا : اوم

یونا(اشاره به آقای راننده) : عممو

من : آره پسرم عموهه .سلام کردی؟

یونا(اشاره به ضبط) : نانای ... نانای

من : باشه پسرم بریم خونه برات نانای میذارم
يونا : آببه. آببه گوم
من : تشنته پسرم.چشم الان بهت آب ميدم.
يونا بعد از يه كم آب خوردن اشاره به آقاي راننده : عممو... عممو...
من : عمو تشنه نيست مامان. شما آب بخوريد.
يونا با اشاره به در ماشين : در در
من : مامان نميشه كه در ماشين رو وا كرد.بيا با هم ماشين ها رو بشماريم.
يونا : ماشين...ماشین...

من : آره پسرم

از کنار پاساژمرو که رد میشیم تابلو تبلیغ پینار رو میبینه که یه گربه است.یونا : مووو

من : آره پسرم پیشیه
يونا موقع رد شدن از كنار فلکه پنج نخل : آببه
من : آره مامان آب است.ببين گلها رو. چه گلهایی...

یونا : گل
من : آره پسرم
يونا: به به... به به...
من:بابايي؟ بابا سعيد؟ آره مامان الان ميريم پيشش( ميدونم منظورش بابا سعید نیست و منظورش چیه ولي...)
يونا با بهانه گيري تا رسیدن به در خونه : به به... به به...
جدیدا هم که از کلید خوشش اومده و میخواد خودش در رو وا کنه.

صدای گربه و سگ و جوجه و ببعی که بلد بود.صدای خروس رو هم یاد گرفته و میپرسیم خروس چی میگه؟ جواب میده کوکولی کوو

امروز که از اداره اومدیم خونه داشتم لباساشو عوض میکردم که متوجه یه چیز سفتی تو پاش شدم.اولش ترسیدم.بعد فکر میکنید چی از توی شلوار فلفل در آوردم؟یه عروسک .جالبه که نمیدونم چه جوری تو پاش کرده بود که از خونه پرستارش تا خونه خودمون از شلوارش نیوفتاد و تو خونه هم اول لباس خودم رو عوض کردم و فلفل در حال وروجک بازی بود.ولی عروسکه همچنان توشلوارش بود.اینم عکس عروسکی که فلفل تو شلوارش قایم کرده بود:

یونا تو خونه اش قایم شده :

فلفلی رو که تو خونه اش قایم شده پیدا کردیم:

یونا اینجا تازه از خواب بیدار شده :

اینم یونا در حال تخریب خونه اش:

اینجا یونا پشت پرده قایم شده :(پاهاشو ببینید)

اینجا یونا پشت دراور قایم شده :

اینم بهتره بدون شرح باشه :

و

فردا تولد دایی یکی یکدونه فلفل دایی علی است.

دایی علی جون تولدت مبارک.

برات بهترینها رو آرزو میکنیم.

و انشالله که سلامت و موفق و خوشبخت باشی.



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed