فلفلی شيرين زبان - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
دوشنبه ۳ دی ۱۳۸٦ :: ٥:٥۱ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

مامان لیلی:کلمات قرمز رنگ به تلفظ فلفل است.

یونا : سلام موتونم.

پسر گل مامان


مامان ليلي داشت برام يه پست جديد مينوشت حوصله ام سر رفته بود.رفتم و كامپيوتر رو خاموش كردم.مامان ليلي آنقدر عصباني بود كه داشت گريه اش ميگرفت.گفت :ايننه(يونا)من خيلي ناراحت و عصباني هستم از اتاق برو بيرون.منم رفتم ولي سريع برگشتم تو اتاق ببينم چي شده.مامان ليلي گفت: دستتو بيار. بعد زد پشت دستم و گفت أتته أتته.خيلي خوشم اومد.كلي ذوق كردم و خودم هم زدم پشت دستم و گفتم گوم گوم(دوباره دوباره)كه مامان ليلي بازم أتتم بوتونه.خيلي بازي جالبيه فقط نميدونم چرا مامان ليلي مثل هميشه موقع بازي نميخنديد و اخمو بود ولي من اينقدر خنديدم و ذوق كردم كه مامان ليلي رو هم خندوندم.مدلمه.

اينروزها وقتي دوست دارم چيزي دست خودم باشه ميگم دسي ...دسي.راستي كوم كوم(كوكو)هم خيلي دوست دارم.روز پنج شنبه هم رفتيم ميوه و هندوانه بگيريم ,يه هندوانه قرمز قاچ شده رو گذاشته بودن كه خيلي چشمم رو گرفت و گفتم: ايننا ايننا و بهش اشاره ميكردم ولي اون هندونه قاچ شده رو برام نميخريدن و ميگفتن بايد هندوانه قاچ نشده بگيريم و بريم خونه قاچ كنيم و بخوريم.منم راضي نشدم و آنقدر پافشاري كردم كه آقاي فروشنده گفت باشه الان لايه رويي رو ميكنم و از زيرش بهت يه قاچ ميدم.خيلي خوشمزه بود تو خيابون قدم ميزدم و هندوانه ميخوردم.ولي نميدونم چرا همه نگام ميكردن و لبخند ميزدن.فكر كنم مدلشونه.بعدش هم  رفتيم پارك و براي اولين بار تنهايي سوار وسيله برقي شدم آخه قبلا میترسیدن منو تنهایی سوار کنن و بهم اعتماد نداشتن.مامان ليلي و بابا سعيد اينقدر ذوق كردن كه فكر بوتونم هر كي اونجا بود فهميد من تازه کارم .منم هر دور كه از كنارشون رد ميشدم براشون دست تكون ميدادم و اونا هم برام دست تكون ميدادن.خيلي خوش گذشت ولي هوا سرد بود و زود اومديم خونه.

نفس بابا سعيد و عمر مامان ليلي

شب يلدا هم با هشتی( هستي) اينا رفتيم جشن باشگاه نفت كه خيلي خوش گذشت.همش ناناي بود و من كلي ناناي كردم و همه اونايي كه اومده بودم  برنامه تماشا بوتونن باهام بازي ميكردن و بوسم ميكردن.ولي من و هشتی دوست نداشتيم أچي بوتونيم(بنشينيم)و تمام سالن رو براي خودمون دور ميزديم و بابا سعيد و عمو علي هم پشت سرمون بودن.بعد مارو از سالن بردن بيرون  و چون ما دوست داشتيم تو سالن گردش بوتونيم هنوز برنامه تمام نشده اومديم بيرون و رفتيم خونه هشتی اينا.هشتی هنوزم باهام دوست نشده و دوست نداره من با اسباب بازياش بازي بوتونم.مدلشه.

فلفلي و ببعي

مامان جون(پرستارم)نميتونه فردا و پس فردا من رو نگهداري بوتونه.براي همينم مامان عاطي و بابايي مهربون كه مثل هميشه زحمتامون رو دوششونه امشب ميرسن و ميان پيشم كه هم تنها نباشم و هم به مامان خانم تنبل كه به بهانه من بيچاره خونه رو مرتب نميتونه كمك بوتونن و هم اينكه مامان عاطي و بابايي دلشون براي من يه ذره شده.منم دلم براشون يه ذره شده.امشب ديدارها تازه ميشود و هفته خوبي خواهم داشت.اي كاش ما و مامان عاطي اينا تو يه شهر زندگي ميكرديم.خلاصه خیلی خوش به حالمه و ذوق زده هستم.

چهار شنبه هم كه خاله نسترن و عمو علي و دريا كوچولو ميان پيشمون و چند روز ميمونن و ما كلي خوشحاليم.

فلفلي انگشت به دهان

من هم ياد گرفتم بگم ديا(دريا).موقع قايم موشك بازي وقتي قايم ميشم و ميگن بياييم پيدات كنيم؟ميگم نه نه نيا .صداي هاپو و پيشي و ببعي رو كه بلد بودم صداي جوجو هم ياد گرفتم و وقتي ازم ميپرسن جوجو چي ميگه؟ ميگم:جيك جيك.جيك جيك .

فلفل كنجكاو

اون روز مامان لیلی گفت پسرم اگه خوب باشی و شیطونی نبوتونی میبرمت تو ایاط ( حیاط) بازی بوتونی.منم سریع رفتم کنار جا کفشی و گفتم مامایی مامایی پو پو(کفش).همینجوریم مدلمه با پو میرم تو ایاط  و وقتی میرم تو ایاط مستقیم میرم سر سطل آکال(آشغال) و مامان لیلی رو از کار خودش که منو آورده تو ایاط پشیمون موتونم.

فداي چشمات

هنوزم وقتی یه صدایی میاد با دو میرم پیش مامایی و میگم:مامایی

مامایی:جانم پسرم

من:تسید(ترسید)

مامایی:از چی ترسیدی پسرم؟

من:آپو(هاپو)

مامایی:هاپو که ترس نداره.هاپو دوستته.

من:

موش كوچولو

اگه نتونستيم تو اين چند روز آپ بوتونيم عيد غدير پيشاپيش بر همه مبارك.عيد مامان ليلي هم كه سيده مبارك.مامان ليلي اميدوارم عيدي منو فراموش نبوتونيد.
و تولد خاله پرستوي مهربون هم با تاخير مبارك.انشالله تولد 120 سالگيتون.و با اميد سلامتي و پيشرفت شما در همه مراحل زندگي .

تا بعد

اينم هنر مامان مهربون تيناجون و سينا جون


 



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed