فلفل زياد پيدا ميشه تو دنيا اما یکیش فلفل من نميشه - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf

Yديروز بعد از ظهر از خواب بيدار شد و گفت :أه هه(فلفل وقتی صدامون میزنه میگه أه هه) .رفتم بالاي سرش ديدم مثل يه غنچه نشسته.كلي فشارش دادم و بوسیدمش .گفت :بابايي و به در اشاره كرد.قربونش برم دلش براي بابا سعيدش تنگ شده بود.آخه فلفل از دیشبش که خوابیده بود تا ۶ بعد از ظهر باباییشو ندیده بود.

بعد ديدم يه جوري صحبت ميكنه.گفتم چيه ماماني ؟و دهانش رو باز كردم. ديدم يه پوست پسته تو دهانشه.قربونش برم نميدونم كي بيدار شده و كي پوست پسته پيدا كرده و كرده تو دهانش.آخه من كه اومدم بالاي سرش نشسته بود.فلفل با این ۵ تا دندونش عاشق پسته است.

Oوروجك ديگه اصلا نميذاره پشت كامپيوتر بنشينم يا میگه نانای که براش چی و چرا بذارم یا گرفتار سي دي توی درایو گذاشتنه یا دست به موس و کلیدها میزنه يا كامپيوتر رو وسط كار كردنم خاموش يا ريست ميكنه.وروجک یواش یواش میاد و سریع دکمه پاور یا ریست رو میزنه و غش خنده میشه و فرار میکنه.


Uديروز بهش غذا ميدادم تيكه هاي كه احتياج به جويدن داره رو حوصله نداره بجووه.مياره از دهانش بيرون.گفتم ماماني آخه چرا نميخوري؟بهم نشونشون ميده و ميگه :آككال(آشغال)


Nديروزعرشيا( پسر كوچولوي همسايه مون)اومد با يونا بازي كنه.عرشيا نشسته بود رو صندلي ماشين يونا كه تو اتاقش بود و يونا هر چي داشت و نداشت مياورد و ميداد دست عرشيا.عرشيا هم يه دستش أتيس و يه دستش إلمو و خلاصه ديگه نميدونست چه جوري وسايلو نگه داره و به يونا گفت ممنونم كه اينقدر بهم اسباب بازي ميدي خدا خيرت بده.و من:

قربونش برم كسي مياد خونمون با تمام نيرو براش وقت ميذاره و سعي ميكنه بهش بد نگذره.اصلا نسبت به وسايلش حساسيت نشون نميده و دوست داره همه چيزاشو بده بچه ها بازي كنن.همينه كه من ديوونشم.دلش درياي پاكي و محبته.قربونش برم حتي اگه از خواب چشماش بياد روي هم حاضره تا صبح بيدار بمونه و با بچه ها بازي كنه.حتي به به كه عاشقانه دوستش داره رو هم نخوره.

Aامروز ظهر كه اومدم خونه بازهم علي كوچولو و مامانش تو حياط بودن و فلفل از نرده هاي پشت در ديدشون و شروع كرد أيي أيي(علي علي) گفتن و منم خسته و گرسنه با كيف و ساك و فلفل در بغل رسيدم.فلفل هم اووم اووم كه بره با علي بازي كنه گذاشتمش زمين كه يه خورده بازي كنه بعد بريم بالا. رفت سراغ دوچرخه علي كوچولو وعلي كوچولو هم با يه چنگ روي صورت فلفل ازش پذيرايي كرد و قربونش برم پسرم اصلا نه از خودش دفاع كرد و نه گريه كرد.بازم علي كوچولو رو نشون ميداد و ميخنديد و ميگفت أيي هان هان (دوچرخه).مامان علي كوچولو خيلي ناراحت شد و كلي فلفل رو بوسيد.

Yفلفل ديشب ساعت ۹ خوابيد ولي...

۱/۵ بيدار شد ونصفه شبي راه افتاده بود و به ما هم ميگفت أيي أيي(یعنی بلند شیم) و اشاره كه بريم تو اتاقش بازي كنيم.

Eفلفل به بچه هايي كه توي تلوزيون ميبينه اشاره ميكنه ميگه ني ني.
Mتبليغ تلفن كه از تلوزيون ميبينه ميگه أدده(الو يا تلفن در فرهنگ لغت فلفل)
Aعكسه خودشو كه ميبينه ميگم اين كيه؟ميگه من
Nقابل توجه عمه هاي فلفل:فلفل ميگه عممه
Eديگه چسبهایی رو که به کمد ها زدم که نتونه بازشون کنه رو راحت باز ميكنه و به كمد ها دسترسي پيدا ميكنه.

Iو اينكه فلفل موقع ... كردن , خبر ميده و ميخواييم براش عمليات از پمپرز گيري رو شروع كنيم.

Nو اینم:

یونای من در ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۵

عزيز دلمه

Glitter Word GeneratorGlitter Word GeneratorGlitter Word GeneratorGlitter Word GeneratorGlitter Word Generator

 



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed