کيه ه ه - یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
چهارشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٦ :: ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

سلام موتونم.من به خاطر بعضی مامان های دوستام تصمیم گرفتم که واضحتر صحبت بوتونم تا بتونم بیام و تو وبلاگم صحبت بوتونم.آخه شما دلتون میاد من رو نبینید؟ و صحبتامو نشنوید؟همش مامان لیلی صحبت بوتونه؟چه بوتونم دیگه؟چاره ای نیست جز اینکه با سعی و تلاش, بهتر صحبت بوتونم.با اینکه اوون جوری مدلم بود ولی عوضش موتونم.

ديروز خونه مامان جون(پرستارم)هيچ نخوردم آخه اصلا گرسنه ام نميشه.مامان جون هم ظهر كه مامان ليلي اومد دنبالم بهش گفت كه من حتي ناهارم هم نخوردم و مامان ليلي تا رسيديم خونه همش حرص خورد و ۱۰۰۰ بار پرسيد گلم غذا نخوردي؟گرسنته؟منم كه حوصله نداشتم آخه خونه مامان جون باز تب كردم و استامينافون(واي چه گفتنش سخت بوداون موقع بود راحت ميگفتم اساميفافوم مامان ليلي تو پرانتز درستشو مينوشت.اشكال نداره ادامه ميدم)خوردم .رسيديم خونه مامان ليلي زود برام قرمه سبزي با برنج گرم كرد ولي دوست نداشتم و نخوردم.دلم به به ميخواست گفتم به به مامان ليلي بهم داد.داشتم به به ميخوردم كه يه صدايي اومد.گفتم كيه ه ه؟ كه مامان ليلي غش كرد از خنده گفت پسرم شما كي ياد گرفتي بگي كيه؟بعد من باز چند بار گفتم كيه...چيه... كه مامان ليلي بوس بارونم كرد. خونه مامان جون كه هستم وقتي در ميزنن و كسي مياد مامان جون ميگه كيه؟و من و پارميدا و يادش به خير كاوه كه ديگه الان فارغ التحصيل شده و رفته مهد تودك ببخشيد كودك.با هم ميگيم كيه ه ه .خوشمون مياد.مدلمونه.

بعد خانم همسايمون اومد و چون خبر داشت من مريضم يه كاسه سوپ داغ و يه توپ برام آورد كه نميدونم چرا مامان ليلي به توپه ميگفت شلغم.فكر كنم مدل توپه شلغم بود.جالبه كه بعد از ظهر بابا سعيد يه عالمه از اين توپها خريد و جالبتر اينكه مامان ليلي شب   توپها رو رنده زد و ريخت تو سوپم.

سوپ و توپ شلغمي

خلاصه مامان ليلي يه كم بهم سوپ داد خوشم اومد.داشتم ميخوردم كه دلم خواست با توپ شلغمي بازي بوتونم.مامان ليلي گفت پسرم اين توپ نيست مم ممه.ولي من اهميتي ندادم و مامان ليلي هم به ذوقي كه من دارم سوپ ميخورم اجازه داد با توپ شلغمي بازي بوتونم كه.... .شوتم خطا رفت و توپ شلغمي رو انداختم تو ظرف سوپ و نصفه بيشتر سوپها ريخت رو فرش.مامان ليلي اولش اينجوري شدولي بعد براي اينكه من به خوردن ادامه بدم به روي خودش نياورد و گفت اشكال نداره پسرم بعد تميزش ميكنم.شما بقيه سوپتو بخور.ولي من كه اصلا تحمل كثيفي رو ندارم بلند شدم و رفتم از آشپزخونه يه پارچه آوردم شروع كردم به تميز كردن فرش.مامان ليلي هم كلي برام ضعف كرد و بوس و ... .بعد با كمك هم تميزش كرديم.البته من پارچه ام رو به مامان ليلي ندادم و ماماني رفت براي خودش پارچه آورد.

روز بدي نبود كلي به مامان ليلي كمك كردم.تو رنده كردن توپها هم كمكش كردم.جارو برقي هم كشيدم.فقط از اين داروها خيلي بدم مياد.خوشمزه نيستن ولي مجبورم موتونن كه بخورم.دعا بوتونيد زود خوب بشم كه ديگه دارو نخورم.

راستي يه كلمه ديگه هم ياد گرفتم وقتي به چيزي كه دوست دارم و دستم نميرسه بهش اشاره موتونم و ميگم اووم اووم و ازم ميپرسن چي ميخوايي؟ميگم آننا(مامان ليلي:منظور گل پسرم اينا ست)

چهار لغت جديد در فرهنگ لغت يونا:

كيه

چيه

آننا:يعني اينا

أچي:نشستن

فلفل و علي كوچولوي همسايه

فلفل در حال حمل میز اتو

بلندش موتونم

فلفل ایستاده روی میز اتو

فلفل در حال مسواک زدن

فلفل در حال دیدن گوش ماهی

فلفل موتور سوار

فلفل نبین چه ریزه...

فلفل مشغول بازی

دارم بازي موتونم.

أيي ي ي (يا علي)



موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed