یونای من

 
یونای من
یــونا هدیه ای است از طرف خداوند کـه در 28 مرداد ماه 1385 بـه مـامـان لـیلـی و بابا سعیـد بـخشـیده شد.یونا لقب حضرت یونس است , بــه معنی خداوند میدهد.آدرس اینستاگرام یونا youna2.nadaf
چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٦ :: ۱:٠٠ ‎ب.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

 بعضی وقتها آدم نمی‌تواند به چشمهایش اعتماد کند . باید به احساساتش اعتماد کند . اگر میخواهی دیگران به تو اعتماد داشته باشند باید تو هم به آنها اعتماد داشته باشی . حتی در تاریکی مطلق . حتی وقتی داری می‌افتی... سه شنبه ها با موری

 همیشه اوایل سال با تاریخ زدن زیر سندای اداره مشکل دارم تا مدتها تاریخ سال قبل رو میزنم الانم بی اختیار جای 96 میزنم 95 ... چقدر سخت دل میکنم از سالی که گذشته کاش میشد آخر هر سال همه خوشیهاش ذخیره میشد و همه تلخی هاش پاک میشد مثل عکسا که راحت میتونیم اونایی که ازشون خاطره تلخی داریم پاکشون کنیم یا تا آخر عمر نبینیمشون ... کاش مغز و حافظمون هم دکمه del یا edit  داشت کاش ...

برم سراغ پسرمون که تمام وجودش خاطره خوشه , پسرمون با احساس تر از همیشه, پسرمون فوتبالیست, پسرمون خود خود زندگی...


پسری دو روز در هفته باشگاه فوتبال داره و کانون زبان هم ادامه داره  تایمهای  دیگه فراغتش هم به دیدو بازدید با دوستاش میگذره.رادمان رو خیلی دوست داره و هر هفته با هم قرار میذارن.آریوبرزن و یونس هم جز دوستای نزدیکش هستن

 آریوبرزن و یونا 


تعطیلات عید رادمان هم کیش بود و با هم قرار میذاشتیم که حسابی به پسرا خوش بگذره و با هم به بولینگ مریم و ساحل ماهیگیر رفتیم و کلی دوچرخه سواری کردن و شب رفتیم پارک و فوتبال بازی کردن و ناهار و شام هم با هم خوردیم

دیروز رفتیم ساوه دیدن دوستای قدیمی و یه روز خوب بودبا مرور خاطرات خوش گذشته مخصوصا برای من

یونا و سوین کوچولو



موضوع مطلب :
دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٦ :: ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ::  نويسنده : يونا,مامان و بابا

پیش بیا!

این روزها

بیشتر از همیشه

به این پیشآمد

نیاز دارم...کامران رسول زاده

سال جدید و شروعی دوباره ...امیدوارم سال نو براتون سالی همراه با عشق و سلامتی باشه قلب 

 

سال 95 هم گذشت غیبتمون اینجا طولانی شده و خلاصه میکنم همه روزها رو ...

دی ماه 95 سفر بودیم ...سفر به دیار عشق ...امام رضا... گنبد طلایی و بوی خوش زمین باران خورده... کبوترهای حرم و حال خوش 

بهترین سفر زیارتی زندگیم بود. یه دل سیر با امام رضا حرف زدم و نه یه بار و نه دوبار و خدا میدونه چند بار صداش کردم و ضریح رو گرفتم و دل پرم رو  بی هیچ بهانه ای خالی کردم... چه حال خوشی بود ...خدا قسمت کنه زیارت امام رضا رو برای هر کسی که الان داره اینجا رو میخونه و امیدوارم خدا و امام رضا مستجاب کنن همه دعاهای از ته دل رو  

در آغازین روزهای سال نو  شکر میکنم خدای مهربون رو که به من و عزیزانم این  فرصت رو داد که چهار فصل زیبای سالی که گذشت رو ببینیم...

 سبزی بهار و عطر گل ها و زیبایی گل لاله رو ببینیم و لذت ببریم

گرمی تابستون و هندوانه خنک ... برگ ریزون پاییزی و راه رفتن روی برگهای زرد و قرمز و طلایی که سنگ فرش زمین شده بودن و آرامش گرفتن با شنیدن  صدای خش خش برگها 

شکر خدای مهربون رو به خاطر بارش امسال و زمستون برفی و سفیدش که بی چتر تمامی غصه ها را شستیم و شستیم و شستیم

شکر خدایی که دستمون رو رها نکرد 

شکر خدایی که کمک کرد صبور و صبورتر باشیم

شکر خدایی که بهترین دوست و یارمون بود و هست

شکر خدایی که به من این فرصت و همت را داد که در این یک سال بسیار کتاب بخوانم و بسیار فیلم ببینم و بسیار  یاد بگیرم ندانسته های زندگی ام را

شکر خدا که یونای من یه سال مردتر شد

و شکر و شکر و شکر به خاطر سلامتی خودم و عزیزانم 

 ممنونم که هنوز در این خونه رو میزنید دوستای خوب من

شکر خدا به خاطر داشتنتون 

عید امسال رو کیش و شمال بودیم عید خوبی بود ...

کیش

دیلمان




موضوع مطلب :
موضوعات
آرشيو وبلاگ
پيوندها
صفحات وبلاگ
RSS Feed